۱۳۹۶ خرداد ۹, سه‌شنبه

مطلق نگري و تعادل



مطلق نگري و تعادل

نفس بشر غریزتاً میل به ضلالت و بازی و ھرزه گی دارد یعنی کافر است و این کفر ھم بی انتھا و
مطلق است . آنچه که این کفر مطلق نفس را به تعادل و عدالت می کشاند یک نگاه و معرفت و
باوری مؤمنانه و مطلق است زیرا امری مطلق را مطلقی متضادش به تعادل می کشاند و نه امری
متعادل . این ھمان حق ناب گرایی و توحید و مطلق نگری و عرفان است که حاصل نھایی اش در
بشر، تعادل می باشد . بنابراین آنان که نظریات توحیدی را مطلق گرا و افراطی و یا بنیادگرایی و لذا
خطرناک و غیر عملی می خوانند و نھایتاً کل معرفت را انکار می کنند یا طالب اعتدال و میانه روی
نیستند و یا جاھلند . به قول معروف فقط کسی می تواند نمره قبولی بدست آورد که نظر به بیست
داشته باشد ولی کسی که نظر به قبولی دارد ھمیشه مردود است . احکام دین و معارف اخلاقی
اموری مطلق ھستند و قرآن ھم کتابی مطلق نگر است و به ھمین دلیل خداوند ھرگز امر به اطاعت
از قرآن نکرده است بلکه امر به تفکر در مفاھیم قرآنی نموده تا نفس را تحت شعاع مطلق قرار دھد تا
بتواند امر رسولان را که تعادل است رعایت نماید . اراده به مطلق بودن منجر به تعادل میشود ولی
ارده به متعادل بودن منجر به تباھی می گردد . کسی که نظر به آفاق لامتناھی دارد راه را راست
می رود ولی کسی که فقط تا چند متری را می نگرد مسیر کلی را به انحراف می پیماید .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 92

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.