۱۳۹۹ خرداد ۲۱, چهارشنبه

مذهب اصالت عشق جلد ششم

اگر بر من نظر داری
تو ای رند جگر خواره چه آشوبی بسر داری          تو ای زیبای مکاره چه رقصی در کمر داری
منم دُردی کش دوران دل خونباره انسان              بر این دیوانه داغان چه داغی نو نظر داری
ز مهری اینچنین عریان زجانی اینچنین بی جان     ز صبری اینچنین آسان چه طوفان در سفر داری
...
1- بنام خدائی که چون نامش بری با تو سخن گوید و چو یادش کنی همنشین با توست و چون دوستش بداری به دیدارت آید و چو عاشقش گردی بر جای تو نشیند و همو شوی. و چون انکارش کنی رزق و حیات جاویدت بخشد و کاری به کارت نداشته باشد.
از کتاب مذهب اصالت عشق جلد ششم

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

توجه:فقط اعضای این وبلاگ می‌توانند نظر خود را ارسال کنند.