۱۳۹۸ خرداد ۱۶, پنجشنبه

امید

امید
دریغ از ذره ای شعور و وجدان، افسوس از ذره ای عهد و وفا، هزار دریغ از ذره ای دین و صدق و هزاران دریغ از ذره ای روح و احساس. آیا بشر همواره این چنین بوده است؟ فقط به معجزه ای که هزاران بار از کل معجزات پیامبران برتر باشد می توان امیدی داشت و من دارم، بطرزی مالیخولیائی و بغایت مأیوسانه. امید آنگاه معنا دارد که مطلقاً هیچ نشانی از امید دیده نشود. و من بدینگونه امیدوارم. امید من کمال یأس من است. من بطرز امیدوارانه ای مأیوسم و بطرز مأیوسانه ای امیدوارم. و البته امید من به فراسوی جهان است شاید هم فقط عدم است که امید من است. شاید فقط به عدم امیدوارم. به اینکه بالاخره همه چیز تمام و نابود می شود. امید من به آنسوی نابودی است. مرا هنوز پس از نابودی هم امیدوار خواهید یافت. هیچکس نمی تواند مرا مأیوس کند حتی خدا. خداوند را نیز منم که امیدواری می بخشم. من امید خدایم.  


از کتاب خاطرات حواس ص 69
دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@


۱۳۹۸ خرداد ۱۵, چهارشنبه

راستی دروغین

راستی دروغین
سادگی، صفا، وفا، صمیمیت، اعتماد، یکرنگی و ... اینها صفاتی است که به جماعت روستائی نسبت داده شده است که طبعاً از جانب شهریان بوده است که دال بر غایت حماقت شهریان است. انسانیت، ادب، پیشرفت، خوشبختی، علم، فهم و زیبائی، اینها هم صفاتی است که به جماعت شهرنشینان نسبت داده شده است که طبعاً از جانب روستائیان بوده است که دال بر غایت حماقت روستائیان است. مشابه چنین نسبت هائی را غربیان به شرق و شرقیان هم به غرب نسبت می دهند که آنهم جز برداشتی احمقانه بیش نیست. مشابه این نسبت ها بین بیسوادان و تحصیل کردگان و نیز بین داراها و ندارها همواره وجود داشته است. این نشان می دهد که همواره در نزد اکثریت مردم، خوشبخت و خوب و راست و درست همواره دیگری است یعنی نقطه مخالف. یعنی هر کسی ضد خودش را خوب می داند ( در باطن خود) و این حق ابطال است و رازی عظیم است که عین حق است و حماقت: حقیقتی خلاف واقع: راستی دروغین!


از کتاب خاطرات حواس ص 56
دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@


۱۳۹۸ خرداد ۱۴, سه‌شنبه

خاطرات حواس

خاطرات حواس
بسیاری از اطرافیانم معتقدند که من از ویژگیهای ذاتی و مادرزادی کاملاً متفاوتی برخوردار بوده ام و بنابراین نباید انتظار داشته باشم دیگران اعتقادات مرا درک و باور کنند و بکار گیرند. آنها معتقدند که خاصیت من نه حرفها و معارف من است بلکه وجود خودبخودی من است و آن این است که همه می بینند که به گونه ای دیگر هم می توان بود و زیست و همین مشاهده موجب می شود که حیات و هستی برای آنان آسانتر شود و نه اینکه تغییر یابند. آنها معتقدند که بزرگترین خطای من که علت اصلی همه رنجهای من است توقع از دیگران در جهت پذیرش آرای من و بکارگیری آن در زندگیست، یعنی اینکه دیگران را هم مثل خود سازم. این نظر موافقان من است و اما نظر مخالفانم این است که من بایستی بکلی نابود شوم زیرا موجودیتم مخل حیات و هستی بشر است و حرفهایم بوی مرگ و نیستی می دهد و راهی جز خودکشی باقی نمی گذارد. این هر دو نظر کمابیش دارای حقی در واقعیت بشر است و به تجربه هم مسلم آمده است ولی سئوال من اینست که آیا وجود من فقط برای آن است که به دیگران بیشتر خوش بگذرد و همین؟

از کتاب خاطرات حواس ص 12
دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@


۱۳۹۸ خرداد ۱۳, دوشنبه

خاطرات حواس: احساس گناه

احساس گناه
احساس لذت و عزت و مستی و زندگی و گناه جملگی جریان و احساس و واقعه ای واحد است. و به معنای حضور روح در انسان است و روابطی مستقیم دارند. میزان حضور روح و فعالیت و خلاقیت آن در حواس و غرایز و اعمال روزمره همان میزان احساس لذت و مستی توأم با گناه است. زیرا روح همان عنصر فرابرنده و تعالی بخش اعمال انسان است و انسان را تحت اراده خداوند بسوی منشأ ذاتی هر لذت و عزت و زندگی می کشاند و این فرابرندگی همان احساس گناه است و گوهره همان واقعه ای است که در فلسفه غربی موسوم به " ترانسدانس " می باشد و در فلسفه شرقی همان تعالی معنوی و حرکت جوهری و عروج روحانی و مکاشفه می باشد که همان بروز گوهره های نهان حواس و غرایز بشر می باشد که چشم و ادراک برتری را پدید می آورد و زندگیهای شدیدتری را موجب می شود و حقیقت را در واقعیت طبیعت عریان می سازد.

احساس گناه موجب تجدید حیات و احیای مستمر حواس و غرایز است. احساس گناه زجر دهنده نیست بلکه تزکیه کننده حواس و غرایز و احساسات است. ولی ایده گناه که پدیده ای تبلیغی-اجتماعی-سیاسی می باشد عموماً زجرآور است و موجب ریا می شود نه تزکیه و احیای قوای زندگی. ایده گناه که معمولاً بصورت قوانین عرفی و حکومتی در می آید و از همان جانب القاء می گردد اساساً تنبیه کننده عدم احساس گناه است.

از کتاب خاطرات حواس ص 12
دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@


۱۳۹۸ خرداد ۱۲, یکشنبه

محبت و عشق حقیقی

محبت و عشق حقیقی
191- محبت و عشق حقیقی بزرگترین مکاشفه انسان است و این مکاشفه نیز اجر اطاعت از امام حی و پیر طریقت است. انسان تا امامش را نشناسد محبت را نخواهد شناخت و آنگاه اعتراف خواهد کرد که آنچه را که تا کنون عشق و محبت می نامید جز شقاوت و ستم و تجاوز و آدمخواری و بی وجودی نبوده است. یکی از بزرگترین حجت های این ادعا مریدی علی (ع) از محمد (ع) است و مولوی از شمس! زیرا هر کجا که دوست داشتن بی مزد و منت و توقع باشد خدا هست و از همان کانون به آدمی سخن می گوید و هدایتش می کند زیرا خدا وجود بی علت و بی چون و چراست درست مثل دوست داشتن. دوست داشتنی بی هیچ توقع و تملک. یعنی دوست داشتن چیزی یا کسی فقط بخاطر اینکه وجود دارد زیرا وجود جز خدا نیست پس دوست داشتن شاهراه خداشناسی و خدابینی است. به طور مثال بنده عاشق طبیعت و زیبائی های آن هستم و لذا اکثر دیدارهای من با تجلیات پروردگار از منظره طبیعت بوده است و اتفاقاً محبوبترین مناظر. همانطور که از کودکی عاشق طبیعت زادگاهم بوده ام و خداوند از همین قلمرو با بنده ارتباط برقرار نمود. همین اواخر که به دیدار قله دماوند رفته بودم که یکی از محبوترین نشانه های خداوند در کشور ماست که در اساطیر ما نیز همان کوه قاف است بناگاه دماوند را با چشمانی گشاده یافتم که براستی نگاه خداوند بود هر چند که این چشم دقیقاً چشم خود من بود. که خداوند این شهود عرفانی را چنان در دامنه دماوند تجسم بخشید که دیگر همراهیانم نیز با کمال حیرت آن را دیدند. هر چند که چنین وقایع ای در این دوره دال بر خبر بسیار بزرگی است و آن ظهور امام است.

از کتاب قیامت نامه 

142-کتاب قیامت نامه (اسرار واژگون سالاری بشر) - ۱۳۹۲ (The secrets of human reversality)
دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@