۱۳۹۷ شهریور ۲۲, پنجشنبه

افزایش عمر

افزایش عمر
و اما معضله افزایش عمر اگر هم واقعیت داشته باشد فقط شامل حال طبقه ای از اشراف است که مابقی عمر اضافه شده خود را چون رباتهائی در بیمارستانها و تیمارستان ها و آسایشگاه های روانی و خانه سالمندان سپری می کنند که در واقع چند سالی از حیات قبر خود را پیشاپیش بر روی زمین به جلو می اندازند و فقط بر حیات مکانیکی و الکتروشیمیائی آنان افزوده شده و نه بر حیات بشری و حتی حیوانی آنها. مگر اینکه تفاوت مرگ و زندگی را فقط در نفس کشیدن بدانیم یعنی پمپاژ هوا.

از کتاب مالیخولیای پزشکی استاد علی اکبر خانجانی ص ۳۰
t.me/darmanebimariha2

۱۳۹۷ شهریور ۲۱, چهارشنبه

دشمنان عشق عرفانی

دشمنان عشق عرفانی

۱۵- امروزه عشق عرفانی دو دشمن قسم خورده دارد که یکی ملایان مذاهب هستند و دیگری زنان. زیرا ملایان، خداوند را مایملک شخصی خود می دانند که کسی حق ندارد بدون اجازه آنها با او رابطه برقرار کند تا چه رسد به اینکه عاشق خداوند شود. و زنان هم که علناً هووی خداوند هستند و معتقدند که مرد بایستی عاشق زن باشد نه عاشق خدا. عشق عرفانی خداوند را از احاطه و تملک تاریخی ملایان مذاهب خارج می کند و به همه بشر این اجازه را می دهد که با خداوند رابطه مستقیم برقرار کنند آنهم رابطه ای عاشقانه. و نیز عشق را از دستبرد و مکر و خیانت زن هم برای همیشه خارج می سازد و او را خلع سلاح می کند و مجبور می سازد که از درب دین و حقوق اخلاقی با مرد وارد رابطه شود.

 ۱۶- عشق عرفانی اجر دین داری خالصانه مرد است که زن را هم بعنوان دشمن قسم خورده خدا و دینش به سوی دین میکشاند.

۱۷- عشق عرفانی مرد، تنها راه نجات خانواده از انهدام حتمی است که حاصل عشق یکجانبه مرد می باشد.

۱۸- عشق یکجانبه مرد به زن بستر تاریخی رشد کفر زن و انقراض خانواده است و تنها راه نجات از این نابودی، عشق عرفانی مرد است که زن را هم تدریجاً بسوی عشق به مرد می خواند که انهدام کفر تاریخی زن است.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۴۷

t.me/eshghvaerfan2

۱۳۹۷ شهریور ۲۰, سه‌شنبه

ماندنی ها و رفتنی ها

ماندنی ها و رفتنی ها

۱۲- آنچه که گذشت و از دست رفت دوست داشتنی می شود حتی شقی ترین دشمنان که می روند و می میرند دوست داشتنی می شوند.

۱۳- آدمی چون می میرد کل زندگیش را دوست می دارد و قدر می شناسد در حالیکه درحین زندگی از آن نفرت داشت و می گریخت. و لذا همه پس از مرگ می گویند: خدایا یکبار دگر بگذار برگردیم و زندگی بهتری کنیم تا همه را دوست بداریم.

۱۴- هر چه می گذرد، هر که میرود یا می میرد خوب و دوست داشتنی میشود. پس حقی عظیم در رفتن و مردن و گذشتن وجود دارد. آن حق چیست؟ تاریخ، فراق، مرگ، نابودی.

۱۶-گذشته خوب و مهربان و دوست داشتنی است و آینده هم. فقط حال است که بد است. چرا؟

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۶۲

t.me/khodshenasi4

۱۳۹۷ شهریور ۱۹, دوشنبه

خودشناسی جنسی

نقش عضو جنسی در عشق و نفرت و مفاسد: 

۱۰- عشق به همسر عین عشق به خویشتن است به همین دلیل است که کوچکترین اهانت از همسر موجب اشد کینه و انتقام و عداوت می شود مثل اینست که باطن کسی به صاحب خودش فحاشی کند و لذا نفرت از همسر عین نفرت از خویشتن است و نبرد زناشوئی موجب جنون و گاه خودکشی و گرایش به اعتیاد و بدترین نوع جنایت می گردد. نبرد زناشوئی نبرد با خویشتن است و عامل این بزرگترین حادثه سرنوشت ساز زندگی حس و عضو جنسی است.

۱۴- مفاسد و انحرافات جنسی پس از ازدواج حاصل ناکامی برقراری رابطه ای سالم و صادقانه و هم سرنوشتی با همسر است و عمده جرم و جنایات و مفاسد جامعه حاصل این ناکامی است. بخصوص گرایش به اعتیاد و همجنس گرائی.

۳۱- حس و عضو جنسی وسیله و حسی است که بواسطه آن در ازدواج، آدمی با خودش آشنا می شود و زان پس باید به خودشناسی بپردازد نه خودپرستی کورکورانه. تا هر کسی خودش را در خودش بیافریند و این خلقت جدید و زایش عرفانی از خویشتن است.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۵۱

t.me/khodshenasi4

۱۳۹۷ شهریور ۱۸, یکشنبه

رشد خرافات و فساد و فروپاشی جامعه

از علل رشد خرافات در جامعه و نتیجه آن:

۴۸- یکی دیگر از علل رشد خرافات در جامعه نامفهوم بودن و کلی بودن واژه ها و ارزشهای کلیدی قرآنی و اسلامی مثل ایمان و کفر و شرک و نفاق و صدق و کذب و قناعت و صبر و عصمت و تقواست. یعنی فقدان معرفت دینی در حد مقدماتی. و این فقدان تعلیم و تربیت دینی در نظام آموزش ما را می رساند که نظامی مبتنی بر اسلام است.

۵۰- در یک کلام امروزه خرافات و قشری گری دینی، ام الفساد همه بدبختی های جامعه و نظام ماست. و این بدان دلیل است که جامعه ما فاقد تعریف واضح و محسوسی از ابتدائی ترین مفاهیم اسلامی و قرآنی و شیعی است. و این تعریف منجر به یک انقلاب فرهنگی می شود که متعاقباً انقلاب اقتصادی و سیاسی و علمی و آموزشی و تربیتی و پزشکی را بهمراه دارد و گوئی کسی مایل به چنین تحولی نیست زیرا ساختارهای بنیادین کشور ما بر قشری گری استوار شده است که ادامه این وضع بی تردید به فروپاشی کل جامعه و نظام از درون منجر می شود که غیر قابل جبران خواهد بود و چند نسل دیگر قربانی خواهیم داد همانطور که دو نسل را پیشاپیش قربانی کرده ایم . نگاه کنید که در مدیریت کلان کشور ما بندرت یک فرد از نسل تربیت شده بعد از انقلاب به چشم می خورد و این فقدان تعلیم و تربیت اسلامی در نظام ما را پس از انقلاب تداعی می کند یعنی فقدان عقل و ایمان در نظام آموزشی و تربیتی ما.

۵۱- جامعه ما امروزه معجونی از علم زده گی کاذب و قشری گری و دین زده گی کاذب و انقلاب زده گی کاذب است.یعنی یک جامعه سراسر شعاری و ریائی در همه امور. و این بی هویتی و بی مغزی اساس بحرانی بنام خرافات است....

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی ص ۳۱

t.me/khodshenasi4

۱۳۹۷ شهریور ۱۷, شنبه

معنای خرافه

معنای خرافه

۲- از جمله واژه های شدیداً بازیچه و پوچ و بی مفهوم که هر کسی آنرا بر علیه مخالف خود بکار می گیرد واژه خرافه و خرافاتی است که در باره هر نوع اندیشه و باور متافیزیکی بکار می رود و کل مذهب را شامل می شود.

۳- براستی خرافه چیست؟ از نظر منکران خدا و دین، کل مذهب و معارف دینی خرافه است. یعنی هر باوری که زمینه مادی و محسوس نداشته باشد خرافی است....

۴- از منظر علم و فنون مدرن هم هر چیزی که بواسطه این علوم فهم و تصدیق نگردد خرافه است.

۵- در معنای وسیع دیگری هر چیزی که در محدوده فهم کسی نگنجد خرافه محسوب می شود. ...

۶- همین کسانی که دشمن فهم برترند و هر چه را که در فهم آنها نگنجد خرافه می نامند بواسطه گرفتاریها و عذابهائی که لاعلاج هستند به ناگاه مبدل به خرافاتی شدیدی می شوند. یعنی آنگاه که فهم شان از درک مشکلات و حل عذابها بر نیامد همه امور و علل را به جهان ماوراء می افکنند و یک شبه معتقد به بخت و اقبال و جن و از ما بهتران و جادو و چشم زخم می شوند تا به این ترتیب مسئول گرفتاریهای خود نباشند و عذابها را از عوالم غیر بدانند و خود تبرئه شوند و علت بدبختی خود محسوب نگردند.

۷- لذا شاهدیم که در سراسر جهان مدرن و اتفاقاً جوامع پیشرفته و علمی و تحصیل کرده که انواع عذابهای لاعلاج غوغا می کند خرافه پرستی رنگارنگ هم غوغا می کند و هر روز یک باور و دکان خرافه پدید می آید.

۸- یعنی همانهائی که زمانی بی هیچ دلیلی جهان ماورای طبیعی و غیر محسوس و عالم غیب را منکر بودند ناگهان همه امور جهان خود را ماورای طبیعی می خوانند و بکلی طبیعت و عقل را منکرند.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی استاد علی اکبر خانجانی

t.me/khodshenasi4