‏نمایش پست‌ها با برچسب عرفان درمانی،مشکلات عاطفی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عرفان درمانی،مشکلات عاطفی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۵ دی ۱۴, سه‌شنبه

عرفان درمانی به زبان ساده


عرفان درمانی به زبان ساده
اگرعرفان به معنای خودشناسی است پس عرفان درمانی ھم بمعنای درمان امراض و رفع مشکلات
بواسطه خود فرد بیمار، بیواسطه دارو و ابزار است : درمان خود بخودی .
امراض و رنجھا موجب تشدید و بروز دوگانگی نفس و ھویّت بشر می شوند و فرد بایستی بین این دوئیت
خود رابطه ای برقرار نماید . این ارتباط موجب رفع گرفتاری می شود . ولی خود فرد بیمار قادر به برقراری
چنین رابطه ای در خود نیست و این کار عرفان درمانگر است . این پل ارتباطی بین دوئیت فرد طبعاً از
جنس معرفت است و عرفان درمانگر ھمچون اوئی بین من – توی بیمارقرار می گیرد و من و توی او را
مربوط می سازد. ھر فردی در درون خود دارای دوگانگی من – توئی است و این ھمان حدیث نفس انسان
با خویشتن خویش است . ھر گاه که این حدیث نفس از بین برود و یا ضعیف شود آدمی به لحاظ جسمی
، عصبی یا روانی رنجور می گردد . یک عرفان درمانگر به مثابۀ محدث نفس بیمار فرد است و صدای
بیماری او را در می آورد تا با وجدانش سخن گوید . بنابراین فردی که از طریق عرفان درمانی معالجه می
شود فقط به یک شفای عمیق و ریشه ای نمی رسد بلک دچار بیداری معنوی می گردد و فطرتش زنده
می شود و این ھمان احیای دین است بنابراین عرفان درمانی یک شفای دنیوی و اخروی ، مادی و
معنوی و جسمانی و روحانی توأمان است . عرفان درمانی موجب شفا و حیات دل می شود لذا میتوان
آنرا« دین درمانی » ھم نامید یا « دل درمانی ».این شفا مستلزم اعتماد و باوری عمیق می باشد . به
بیان دیگر می توان عرفان درمانی را ھو – درمانی ( او – درمانی ) ھم نامید به معنای در میان آوردن حقّ،
در رابطه بین ذھن و دل بیمار . زیرا دوگانگی انسان ھمان دوگانگی بین اندیشه و احساس است ،
دوگانگی بین ظاھر و باطن . زیرا ذھن آدمی زبان دنیا و ظواھر زندگی اوست و دل ھم زبان آخرت و معنا و
باطن امور است . در اینجا عرفان درمانگر به مثابۀ پیر و عارف باطن بین است که در عین حال بایستی
جھان بیرون و زمانه و دنیای بیمار را ھم بشناسد و انسانی جھان بین ھم باشد .
و امّا اکثر امراض بشر مدرن عاطفی و ارتباطی ھستند مخصوصاً رابطه و عاطفه زناشوئی . در اینجا
عرفان درمانگر بعنوان ھوی رابطه بین من و توی، زناشوئی وارد می شود و این دو را با یکدیگر به گفتگو و
درکی حقیقی و صادقانه می رساند تا راز دل گویند . او زبان راز نھفته این رابطه است ، ھمچنین روابط
دوستانه و ھر رابطه خانوادگی و اجتماعی دیگر .
عرفان درمانگر باید بتواند به قلمرو رنج بیمار وارد شود و با او ھمدرد و ھمدل شده و در واقع بر جای او
قرار گیرد و این امر مستلزم عشقی کافی به انسان و نجات و سعادت بشر است و ھرگز بواسطه فوت و
فن و رفتارھای نمادین و جملات شاعرانه ممکن نمی شود .
عرفان درمانی به زبانی ھمان شفاعت است ولی شفاعت عارفانه. پس عرفان درمانگر بایستی انسانی
متقّی و مخلص و حق پرست باشد . پس عرفان درمانی نمی تواند امرار معیشت باشد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص29