۱۳۹۶ شهریور ۲۳, پنجشنبه

پایان تاریخ دروغ مبارکباد !


پایان تاریخ دروغ مبارکباد !

تاریخ تمدن مادی بشر در یک کلام تاریخ دروغھای بشر است . دروغی بنام تمدن ، دروغی بنام فلسفه ،
دروغی بنام علم ، دروغی بنام تکنولوژی ، دروغی بنام رفاه و پیشرفت ، دروغی بنام آزادی و دموکراسی
و برابری ، دروغی بنام سوسیالیزم و فمینیزم ، دروغی بنام حقوق بشر ، دروغی بنام انترناسیونالیزم ،
دروغی بنام ناسیونالیزم و ... و دروغھائی ھولناکتر از این دروغی بنام مسیحیت که از عداوت با مسیح
برخاسته بود ، دروغی بنام صھیونیزم که از عداوت با موسی برخاسته بود و دروغی بنام اسلام که از
عداوت با محمد (ص) و علی (ع) برخاسته بود و ... و دروغی لطیف تر و شیطانی تر از ھمۀ اینھا دروغی
بنام عشق و ایثار که اشد آدمخواری بود . و نیز دروغی عظیم بنام تاریخ . و بشمارید صدھا دروغ دیگر را :
تعلیم و تربیت ، صلح جھانی ، استقلال ، فضیلت ، تقوا و زھد ، روحانیت و قداست و دروغی بنام بھداشت
و درمان ، و دروغی دگر بنام تروریزم ، و دروغی دگر بنام مبارزه با تروریزم ، و دروغ مدرن دیگری بنام
انقلاب و پدر ھمۀ دروغھا یعنی مدرنیزم . و دروغھای مکتبی مثل اصالت وجود ، اصالت انسان ، اصالت زن ،
اصالت دل و اصالت ھنر ، رومانیزم ، اکسپرسیونیزم ، ھیپی گری ، درویشی گری ، بھائی گری ، انرژی
درمانی ، احضار روح ، و دروغھای به اصطلاح علمی : روانشناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ،
انسان شناسی ، روح شناسی و.... .
و در ھزارۀ سوم شاھد رسوائی و فروپاشی تاریخ دروغھای بشری ھستیم که خود بدست خود رسوا
شده و به خود براندازی مبتلا گردیده است و بھمراه نظامھای جھانی خود در خود می شکند . ھزارۀسوم
ھزارۀ بحران است : بحران لایۀ اوزون ، بحران ایدز ، بحران اعتیاد ، بحران خودکشی ، بحران تروریزم ،
بحران مالی ، بحران لیبرالیزم ، بحران انرژی ، بحران نان ، بحران پزشکی ، بحران زناشوئی ، بحران
جنسی ، بحران امنیت ، بحران عشق ، بحران آنفولانزا ، بحران آب ، بحران اخلاق، بحران سونامی، بحران
زلزله ھا و... و اینھا یعنی بحران علم و تکنولوژی و تمدن بشری و بحران تاریخ : پایان تاریخ : آخرالزمان !
در دورانی ھستیم که براستی جز خدا پناه و یاوری نیست . ولی نه آن خدائی که خود دروغ اکبر و جھانی
ترین دروغ بشر بود و ھر فرد و گروھی خودش را بنام خدا می پرستید . بلکه خدائی در ھیبت انسانی .
ھموئی که ناجی موعود نامیده می شود .
در حقیقت ظھور این خدای انسانی و انسان خدائی است که ھمۀ دروغھا را رسوا کرده و دروغگویان را
افشاء نموده است و دروغشان را برسرشان شکسته است .
ظھور انسان راستین است که انسان دروغین را با خودش به بن بست و خودبراندازی کشانیده است .
ظھور انسان بر انسانیت مبارکباد !

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 64

۱۳۹۶ شهریور ۲۲, چهارشنبه

درد شکم سیري


درد شکم سیري
اگر از ھر صد تا درد و رنج و بدبختی که امروزه شاھدیم یکی ھم تا دو نسل پیش وجود نداشت دلیلش
فقط یک چیز است و آن شکم سیری و پر خوری و مصرف زیاده از حد در ھمه امور است . ھمه اینھا درد
عیاشی بیش از حد است حتّی معضله ای که نامش آزادی است و برایش عربده می کشند . کسی که
لااقل یک روز گرسنگی کشیده باشد به اکثر این دردھای مدرن مبتلا نیست . فقر و نداری و محرومیت
حلّال صد درد بی درمان است . کسی که فقیر باشد فقط فقیر است ولی شکمی که زیاده سیر شد ھر
روزی یک درد و بدبختی جدا پیدا میکند . ھیچ گرسنه ای نه دزد می شود و نه فاحشه . آنان که فقر را
علت بسیاری از مفاسد اخلاقی می دانند یا احمق ھستند یا حقّه باز . اینان ھرگز واقعیت را نمی
شناسند و فقط نظریه ھای فلسفی و جامعه شناسی مدرسه ای را واقعیت میپندارند . دزدی و الواطی
و فاحشگی و بزھکاری حاصل تازه به دوران رسیدگی و اشرافیت است . ھیچکس برای سیر کردن شکم
یا زیر شکم خودش دزد و زناکار نشده است بھتر است که تا این حد فقر را بی آبرو نکنیم و دین خدا را
متھم نسازیم مخصوصاً تحت عنوان ایدئولوژی اسلامی وشیعی . اینھا افکار امپریالیستی و کمونیستی و
ملحدانه است که لباس روشنفکری دینی بر تن کرده است .
اکثر دردھای بشر مدرن از بی دردی و فقدان درد آدم بودن است و بقول شاعر درد بی دردی علاجش
آتش است و لذا ھمه می سوزند و عربده می کشند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 8

۱۳۹۶ شهریور ۲۱, سه‌شنبه

مکتب اصالت اقتصاد


مکتب اصالت اقتصاد
(آنانکه از سنگ هم پست ترند)

مذھب جھانی بشر مدرن ھمان مذھب اصالت اقتصاد است . بشر مدرن اقتصادی ترین بشر کل تاریخ
است که حتی رستگاری روح خود را ھم درگرو اقتصاد و پول می داند. و این بدان معناست که بشر ھرگز
تا این حد احمق و دیوانه نبوده است. امروزه حتی علمای دینی ھم بر این باورند که بی پول نمیتوان به
خدا رسید و لذا اصل اول دین آنھا اینست : آنرا که معاش نیست معاد نیست !؟ در واقع امروزه ھمه
مارکسیست و ماتریالیست شده اند که کرسی خدا و اساس عرش او را ھم علم اقتصاد می دانند.
و براستی که چه نیکو گفت امام خمینی که « اقتصاد مال خر است »ھر چند که این سخن ایشان ھرگز
پخش و تکرار نشد. واقعیت اینست که حتی خر و گاو ھم براساس اقتصاد زندگی نمی کنند و اینست که
ھیچ گاو و خری از گرسنگی نمی میرد و دچار سوء تغذیه و زخم معده نمی شود مگر آنھائی که در اسارت
بشرند که بیچاره ھا از جنون بشری دچار جنون گاوی و خری شده اند که در حقیقت جنون بشری است
که به آنان سرایت کرده است . اقتصاد مذھب خر ھم نیست مذھب شیطان است که فقط به بشر تعلیم
داده شده است . بشر اقتصاد پرست مصداق این کلام خداست که : از حیوانات ھم پست ترند. و بلکه از
نباتات و حتی جمادات: آنانکه قلوبشان از سنگ ھم سخت تر است – قرآن- یعنی از جنس فولاد و بتون
است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 14

۱۳۹۶ شهریور ۲۰, دوشنبه

و اینک مبارزه با دخانیات!؟


و اینک مبارزه با دخانیات!؟

خدا می داند مسئله مبارزه با دخانیات و تحریم آن در اماکن عمومی در اتحادیه اروپا متعاقب چه پروژه
اقتصادی با ترفند استراتژیک در محافل پس پرده ابرقدرتھا باشد که چند دھه بعد رازش آشکار می شود.
ولی تقلید ما از این پروژه ھا بس خام و خطرناک است و عوارضی بھمراه دارد که علاج آن بمراتب ناممکن
تر است. به تجربه دیدم که با حذف صرفاً فیزیکی مفاسد و امراض اجتماعی و اقتصادی چه مصائب
عظیمی دامنگیر جامعه ما شده است که امروزه دیگر سرنخ آن ھم از دست رفته و تبدیل به معما شده
است. با حذف فیزیکی اماکن فساد و میکده ھا ، خانه ھای مردم جایگزین این امور شد و منجر به
خانمانسوزی گردید و صدھا بلا و بدبختی پدید آورد. با مبارزه صرفاً فیزیکی با تریاک فقط رویکرد به
ھروئین و مرفین شیمیائی و کراک و اکس و امثالھم که ارزانتر و فراوانتر بودند و مصرفشان ھم آسانتر
بود رخ نمود وجوانان ما را دیوانه کرد. و حالا ھم با عملیات ضربتی که بر علیه سیگار و سیگار فروشیھا
در برخی از شھرھا آغاز شده خدا می داند باید در انتظار چه بدبختی جدیدی بود که ازجاھای دیگری سر
وا می کند که کسی را توان فھم آن نیست و چون بلای آسمانی تلقی می گردد. معلوم نیست انقلابی که
بر فرھنگ بنا شده است چرا نمی خواھد بر خورد فرھنگی و راه حل فرھنگی با مشکلات را پیشه کند.
این نیز نشان دیگری از مظلومیت فرھنگ است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 14

۱۳۹۶ شهریور ۱۹, یکشنبه

چرا خودنمائی می کنید


چرا خودنمائی می کنید:
(پاسخ به یک نامه)

س: شما در زندگینامه خود با طرح مکاشفات و کرامات خود به یک خودنمائی و جلوه گری بسیار زننده ای
دست زده اید این برخلاف موازین اخلاقی خودتان نیز می باشد . آیا اینطور نیست ؟

پاسخ ما : ھمانطور که در مقدمه و متن این زندگینامه ھای عرفانی متذکر شده ایم طرح این امور نیز
حجتی برحق دین و معرفت و ادعاھای ماست. و دیگر اینکه در عصری که خود ھمه به کفر و الحاد و
مفاسد و فنون مادی افتخار می کنند و این افتخارات را بر علیه معارف دینی بکار می برند طرح امور
متافیزیکی امری واجب است . و نکته دیگر اینکه دعویھای عرفانی و متافیزیکی نمودن شھامت عظیمی
می طلبد چرا که محتاج به پاسخگوئی است . درحالی که آدمھا معمولاً حتی شھامت طرح یک رویا از خود
را ھم ندارند. و بعلاوه ما با طرح این امور متافیزیکی مگر حق و حقوق چه فرد یا گروھی را ضایع کرده ایم
و از این بابت چه مزد و منتی از کسی طلب نموده ایم الا اینکه بی مزد و منت تمام عمر خود را وقف
خدمت به مردم نموده ایم و از این بابت ھم عموماً جز عداوت دریافت نکرده ایم. حال اگر طرح این معارف
متافیزیکی موجب تحقیر دعویھای دینی و عرفانی کسی می شود بسیار متأسفیم . قصد ما تحریک
غیرت دینی و عرفانی است و تحقیر نیز نھایتاً موجب تحریک است.
و اما نکته آخر اینکه ما این معارف متافیزیکی را در اواخر عمر خود بیان کرده ایم که دیگر امید و انتظاری
دنیوی برایمان باقی نمانده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 40

۱۳۹۶ شهریور ۱۸, شنبه

نشانه هاي دوست و دشمن


نشانه هاي دوست و دشمن
(روانشناسی تقوي)

دوست شما کسی است که قلباً مجذوبش ھستید ولی عملاً و ذھناً از وی ھراسانید و می گریزید. او
دوست و ناجی و یاور سعادت شماست. و دشمن شما کسی است که از او قلباً بیزارید ولی در عمل
بسویش جذب می شوید و ذھناً در وی مصالحی می یابید. او دشمن سعادت حقیقی شماست و در واقع
شیطان شماست.
پس اراده ذھنی خود را مھار کنید و بسوی کسی بروید که قلباً شما را جذب می کند و بگریزید از کسی
که قلب شما از او بیزار است و ذھن شما او را تصدیق می کند. به دل خود اعتماد کنید که خانه و منظر
خداست و ذھن خود را تسلیم دل نمائید. ذھن شما دنیای شماست و دل شما ھم آخرت شماست. ذھن
شما قلمرو ھوسھا و فریبھای شماست و دل شما امر به حق و تعالی و منافع ابدی می کند. عاقل آن
است که ذھن را تسلیم دل می کند و احمق آن است که دل را در قبال ذھن خود سرکوب نماید تا آن حد
که دل بمیرد . و آنگاه روشنائی و رھنما و حق و وجدان خود را کشته اید و در تسخیرشیاطین ھستید. دل
شما به سوی دوست سرنوشت شما میرود و ذھن شما بسوی دشمن سرنوشت شما میل میکند. دل
شما باطن آدمھا را می بیند و ذھن شما فریب ظواھر را می خورد. به دل خود اطمینان کنید و از ذھن خود
بپرھیزید. این روانشناسی تقوی و ھدایت است. البته این قانون درباره کسی که دلش را میرانده است
مصداق ندارد زیرا دلش در تسخیر شیاطین است و این عذاب کسی است که آگاھانه به دوست حقیقی
خود خیانت کرده است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 235

۱۳۹۶ شهریور ۱۷, جمعه

تساهل در دین (پاسخ به یک نامه)


تساهل در دین (پاسخ به یک نامه)

س: اینگونه که شما معارف دینی را عرضه می کنید و مته به خشخاش می زنید و موی را از ماست می
کشید ھیچ کس قادر به دین داری نیست و مردم از ھمین دین نیمه کاره خود ھم مأیوس شده و دست
می کشند. آیا بھتر نیست که مقداری تساھل در دین داشته باشید؟

پاسخ : تساھل در دین یا تساھل در شرک و نفاق؟ آیا ما در کجا دعوت به ریاضیت و نماز شب و اعتکاف
نموده ایم وبرای عبادت آنھمه شکیات و وسواس و عذاب درست کرده ایم که مردم از خدا و دین بیزار
شوند؟ تمام دعوت ما به تفکر و مراقبه و معرفت است و نه ھیچ کاری که آسان باشد یا سخت. علاوه بر
این مطمئن باشید که در دین بااکراه و ریا جز کفر پنھان و بدبختی ورسوائی حاصل نمی آید و این نوع دین
اگر تعطیل ھم شود ھم خدا را راضی می کند و ھم به نفع مردم است زیرا خداوند می فرماید که ھرگز
گناه شرک و نفاق را نمی بخشد و عذاب می کند و بلکه گناه کافران بی ریا را با یک توبه جمعاً می بخشد
بی ھیچ عذابی. اتفاقاً ما دین را بسیار آسان کرده و بلکه شرک و نفاق را سخت و عذاب آور نموده ایم.ھر
که دین خدا را سخت جلوه دھد منافق است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد چهارم ص 48