۱۳۹۶ آبان ۴, پنجشنبه

طلاق : بهترین یا بدترین اقدام ؟


طلاق : بهترین یا بدترین اقدام ؟

طلاق اگر به نیّت نجات دین و عصمت و اعتلای شرف و معرفت باشد بھترین و نجات بخش ترین اقدام
زندگی فرد است . ولی اگر برای بولھوسی و اشاعه ھرزه گی باشد تباه کننده ترین واقعه د ر زندگی
محسوب می شود . و ھر طلاقی بر یکی از این دو اساس رخ می دھد .و نیز در ھر طلاقی آن طرفی
که طلاق می خواھد و بر آن اصرار می ورزد مسئولیت واقعه راخواه ناخواه بر دوش میگیرد . لذا ھر
فردی در واقعه طلاق یا براستی خوشبخت و سعادتمند در دو دنیا می گردد و یا تباه شده ودر غایت
شقاوت ساقط می شود .
طبق آمار و روان شناسی طلاق در اکثریت قریب به اتفاق موارد زنان خواھان و باعث طلاق می
باشند زیرا غریزتاً مرد در مقام عاشق و دلداده و مسئول زندگیست و بندرت خواھان طلاق است مگر
اینکه برای نجات عصمت و شرف و احیای دین باشد . و چون زن اصولاً در مقام محبوب قرار دارد طرح
طلاق ھمواره بعنوان یک ناز و باج گیری و تھدید مورد استفاده است و چه بسا در یکی از این نازھا و
تھدیدھا براستی طلاق رخ می دھد و زن تا به آخر عمرش توان باور این واقعه را ندارد و بوضوح می
بیند که بعنوان عذاب نازش مبتلا به این واقعه شده است .
در اکثریت قریب به اتفاق طلاق ھا ، اصولاً زن بازنده است زیرا یک زن مطلقه آن گوھرۀ محبوبیت را
ذاتاً از دست می دھد و از چشم ھا و دل ھا می افتد و این راز بدبختی زن است زیرا تمام احساس
وجود زن در محبوبیت او در دل یک مرد نھفته است و زن مطلقه اصولاً این احساس را از دست می
دھد مگر اینکه براستی برای نجات عصمت خود طلاق گرفته باشد که امری بسیار نادر است .
ھر طلاقی برای ھر یک از طرفین یا برای نجات دین و عصمت و شرف فطری است و یا برای رھائی از
آن و توسعه ھرزه گی . و از این دو حالت خارج نیست . لذا طلاق یا بھترین واقعه و اقدام درزندگی
است و یا بدترین آن . یا سعادت بخش است و یا ویرانگر و تباه کننده .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 56

۱۳۹۶ آبان ۳, چهارشنبه

اخطار ! جنون کامپیوتری


اخطار ! جنون کامپیوتری

امروزه با اندک دقّتی بوضوح شاھد پیدایش نسلی ھستیم که اسوه کبر و غرور و ادعاھائی تو خالی
ھستند و در عین حال دچار نوعی از خود - بیگانگی و خود –شیفتگی بیمار گونه توأم با بیقراری و کلافگی
و افسار گسیختگی بیمار و جنون آمیز ھستند و خود را علّامه دھر و نابغه ای منحصر بفرد می پندارند و
جز خود ھیچکسی را قبول ندارند . اینان را بایستی مبتلا به جنون کامپیوتری دانست که اعتیادشان به
کامپیوتر بسیار شدیدتر از مواد مخدر است و می دانیم که بتازگی در برخی از کشورھای جھان مراکز ترک
اعتیاد و باز پروری روانی این نوع معتادان و بیماران روانی گشایش یافته که مراجعین به این مراکز به صف
ایستاده اند . وبسیاری ھم تاکنون در جریان ترک ، خودکشی کرده اند . دیگر از ویژگیھای این نسل جدید
بدبینی و وسواس فزاینده نسبت به سائر انسانھاست و ھمه را مولّد ویروس کامپیوتری می پندارند .
بنظر می رسد که کامپیوتر مولّد ویروسی بسیار مھلکتر از ویروسھای مشھور است که برنامه ھا را بھم
می ریزد و حافظه کامپیوتر راپاک می کند . وعجیب اینکه دیگر از ویژگی ھای این معتادان نسیان فزاینده
است که در مراحل اولیه بصورت بد قولیھا خود نمائی می کند و لذا آنھا را بسرعت به انزوا می کشاند که
ھمین انزوا موجب ابتلای بیش از پیش به کامپیوتر می شود .
علاوه بر این رشد فزاینده انواع بزھکاری و دروغگوئی ھای رسوا می باشد . گوئی کامپیوتر مولد
شیطانی است که در کاربرھا رسوخ کرده است و براستی شعور و وجدان و اراده را از آنان پاک می نماید
و حافظه شان را نیز مختل می کند . و حتی بتدریج در آنان پس از یک مرحله انحراف جنسی ، مولّد عقیم
شده گی جنسی است ھم به لحاظ ھورمونی و ھم روانی .
ھمه کسانی که شاھد چنین مبتلایانی ھستند این ویژگیھای شیطانی و جنونی را بوضوح می بینند و
غافل ازاینکه این بیماری نابود کننده روح انسان از پیشرفته ترین تکنولوژی بشر مدرن می باشد و لذا
کسی شھامت چنین ادعا و اعتراضی را ندارد زیرا متھم به ارتجاع و عقب مانده گی میشود . ولی از آنجا
که ما پی ھمه این اتھامات و بدتر از اینھا را به جان و تن خود مالیده ایم به ھمه بخصوص جوانان اخطار
می دھیم که شعور و وجدان و اراده و حافظه و نھایتاً جان شما در خطر است . از این دجّال عصر جدید
بترسید و این امر را جدّی بگیرید و به وجود خود رحم کنید . ما نیز براستی از فرط ناچاری و بی چادری به
قصد پیام رسانی و انجام وظیفه دینی و انسانی خود با کمال اکراه و انزجار از این رسانه استفاده می
کنیم که آنھم در سطح بسیار ابتدائی است .
مراقب سرقت روح خود باشید تا بواسطه این گوساله سامری بلعیده نشود .
والدین عزیز این دیو روح خوار را در خانه خود به زنجیر کشید و آنرا اسباب بازی بچه ھای خود مسازید.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد پنجم ص 226

۱۳۹۶ آبان ۲, سه‌شنبه

واي به ایثار زنانه


واي به ایثار زنانه

ھمانطور که مکرراً نشان داده ایم دعوی ایثار از جانب آدمی یکی از ابلیسی ترین و ناحق ترین ادعاھا
و احساسات است . مخلوق ناتوان و میرائی چون آدم را چکار به ادعای ایثار . ایثارگر فقط خداست
و آدمی فقط می تواند از نداشتن ھا و عذابھا و ماست ریخته شده اش ایثار نماید ! ھمه عداوتھا و کینه
ھای تراژیک بشر محصول چنین ادعا و احساس مالیخولیائی است .
و امّا ایثار زنان مالیخولیائی برتر و دگر است . زن که در قبال عشق مرد احساس خدائی و بی نیازی
دارد و لذا کارخانه بی انتھای ناز است و پرستش خود بواسطه مرد را وظیفه مرد میداند اگر بخواھد
ایثارگر ھم بشود آنگاه یک دیوانه افسار گسیخته می شود . اکثریت زنان حتّی تمکین جنسی در قبال
شوھر را از ایثار خود می دانند و این علت العلل طبع روسپی گری زن است که به تن فروشی می
رسد .
و امّا یک ایثار نوینی که زن مدرن بدامش افتاده و زندگیش را تباه ساخته ، درآمد زائی و اشتغال اوست
که به معنای ایثار اقتصادی است . لذا اکثر زنان شاغل علناً زن سالارانی ظالم ھستند که یا مرد را به
برده گی می کشند و یا فراری اش می دھند و یا به طلاق غیر رسمی می انجامد.
اصولاً زن در ھر عمل و وظیفه ای احساس ایثار دارد و این ھمان نکته گمراه کننده ای است که چنین
پندار وارونه ای را پدید آورده که زن اھل عشق است و مرد ھم اھل عقل . در واقع این مقام را زنان به
خودشان داده اند . ورنه ھر مردی می داند که تنھا چیزی که در اکثریت زنان مطلقاً وجود ندارندعشق
است . زن فقط عاشق بر عشق مرد نسبت به خویشتن است که ھمان عطش مرد خواری و سلطه
است . درست به ھمین دلیل زنانی که دچار چنین ادعا و احساسی ھستند به ناگاه سیمائی بس
ستمگر و متجاوز و دیوانه ای از خود بروز می دھند.
زنی که اصولاً برای خود وظیفه ای در قبال مرد قائل باشد زنی مؤمنه است و کیمیای دورانھاست.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 20

۱۳۹۶ آبان ۱, دوشنبه

عوامل نابودسازي هویت جنسی


عوامل نابودسازي هویت جنسی
ھمانطور که بارھا نشان داده ایم علّت نابودی ھویت جنسی در عصر جدید ھمان فلسفه برابری زن و
مرد است. این برابری ھرگز در قلمرو حقوق انسانی رخ نداده و بلکه باعث ستم مضاعف و پیچیده
تری برای ھر دو جنس شده و نفع این دو ستم از آن نظام سرمایه داری جھانی است.
این برابری فقط در قلمرو صورت و اطوار و رفتار رخ داده است: مردواری زن و زن واری مرد. ریاست
طلبی دنیوی زن و ملوسگری و لطافت گرائی مرد . خشونت زن و ظرافت مرد. لباسھای خشن برای
زن و پوشش لطیف و رنگارنگ برای مرد. آرایشھای زنانه مرد و آرایشھای مردانه زن، رقاصی مرد و
جنگجوئی زن و ..... و نھایتاً جراحی پلاستیک برای تغییر صورت عورت.
این تغییر و تقلید صوری متقابل مطلقاً در صفات نفسانی ھیچیک تحولی ایجاد نکرده است وگرنه نیاز
به اینھمه داروھای ھورمونی و ژنتیک و جراحی نمی بود. آنچه که در نفس ھر یک رخ میدھد یک تضاد
تا سرحد جنون و جنایت است.
و لذا امروزه اکثر شقی ترین جنایات توسط این نوع زنان و مردان رخ می دھد.
فلسفه برابری ضد انسانی ترین فلسفه کل تاریخ بشر بوده است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 60

۱۳۹۶ مهر ۳۰, یکشنبه

چرا نسل جدید از ازدواج می گریزند ؟


چرا نسل جدید از ازدواج می گریزند ؟

عجب است که ھر دختر یا زنی حاضر است مفت و مجانی ھر نوع رابطه ای را با مردان داشته باشد
ولی تا سخن از ازدواج به میان می آید می گریزد . چرا ؟ گریز مردان نسل جدید از ازدواج لااقل توجیه
اقتصادی دارد ولی توجیه زنان در این گریز چیست ؟
گریز زنان مدرن از ازدواج در قبال مردی که آنان را دوست داشته باشد و عاشق باشد دو صد چندان
نیز می باشد . این نسل آنھم پس از سپری نمودن دوران جوانی تازه بفکر ازدواج میافتد آنھم فقط با
مردان احمق و بی عاطفه و خر پول و ھرزه . و بدینگونه است که ھزینه ازدواج و مبلغ مھریه سر به
فلک می زند که دال بر فقدان ھر محبّت و عھد و وفا و انسانیّتی میباشد . این جماعت چون بخوبی
بر ماھیت و نیّت خود در ازدواج واقف ھستند این ارقام نجومی را پیشروی می نھند تا بتوانند بھر
بھانه ای پولی کلان به جیب بزنند و بروند . چه بسا این جماعت اصلاً به قصد طلاق گرفتن ازدواج می
کنند و لذا از ھمان آغاز زندگی به جستجوی بھانه طلاق ھستند . ناگفته پیداست که این مکتب اصالت
ھرزه گی و بیوفائی و بی عھدی و عدم ھر نوع مسئولیت انسانی و اخلاقی میباشد که نام مدرنش
« عشق غیر متعھد »است و نام قدیمی اش ھمان ھرزه گی است و روسپی صفتی . و چون زنان
اینگونه اند، لذا برای مردان ، بھشتی از ھرزه گی و بولھوسی فراھم می آید و آنان ھم انگیزه ازدواج
را از دست می دھند که ھم توجیه اقتصادی دارد و ھم توجیه نفسانی . ولی در این میانه فقط زنان
ھستند که پس از یک دوره کوتاه ھرزه گی بناگاه تمام حیات و ھستی و عزّت انسانی خود را از دست
داده اند و حداکثر موفقیت آنان ورود به جماعت زنان صیغه ای است که روسپی گری شرعی می
باشد .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 51

۱۳۹۶ مهر ۲۹, شنبه

الفباي حقوق زن در اسلام


الفباي حقوق زن در اسلام
(پاسخ به یک نامه)
س:
آقای دکتر لطفاً بدون فلسفه بافی به زبان ساده و عامیانه حقوق اقتصادی و اجتماعی زن در
اسلام را بر شمرید به زبانی که ما ھم فھم کنیم. من یک زن خانه دار باسوادسیکل ھستم . ممنونم.
پاسخ :
طبق نص صریح قرآن و حدیث و سنت و عترت حقوق ابتدائی زن از این قرارند: زن حق انتخاب ھمسر
دارد و ھیچ قدرتی نمی تواند او را وادار به ازدواج با مردی کند. زن بدون اینکه عفت و عصمت خود را
به خطر اندازد حق کار و تجارت و امرار معیشت دارد و درآمدش تماماً از آن خود اوست و شوھر حق
تصرف در آن را ندارد. زن اگر عزت و ایمان و عصمت خود را در خطر جدی بیابد حق طلاق دارد و ھیچ
قانونی قادر به ممانعت از این امر نمی تواند باشد. زن حق دارد از بابت کارھای خانه و بچه داری از
شوھر خودش طبق عرف اقتصادی، حقوق دریافت کند و اگر نکند گذشت کرده است. زن باید در
تصمیم گیریھای کلان و کلی زندگی تحت ولایت شوھر باشد. زن باید در رابطه جنسی، بدون آنکه
عزت و ایمانش مورد تجاوز قرار گیرد تمکین جنسی با شوھر داشته باشد. زن باید امر عصمت خود را
تحت ولایت شوھر قرار دھد در صورتیکه شوھرش مؤمن باشد. زن حق دارد که تسلیم اعمال و اوامر
ناحق و غیر دینی شوھر خود نشود. زن مومنه البته کار در خانه را بر کار بیرون از خانه ترجیح می
دھد. زن مؤمنه بایستی حقوق خود را طلب کند و تن به خفت ندھد.
زن باید حقوق اقتصادی خود در خانه را بداند تا خدا را متھم به ستم نسبت بخودش نکند.
زن خردمند ھرگز خود را اسیر معیشت و سیاست نمی کند و آنرا به شوھر وا می نھد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 64

۱۳۹۶ مهر ۲۸, جمعه

راز عشق مرد به زن


راز عشق مرد به زن

در زن چه چیزی است که مرد را اینسان مجذوب و مفتون و دیوانه می سازد . نیاز جنسی فقط اوّلین
صفحه از کتاب عشق زناشوئی است که بزودی باطل می شود ولی این ابتلاء و نیاز روانی مستمراً
شدید تر و عمیق تر می گردد . این چه راز و نیازی است . در خلقت ازلی حوا از بطن چپ مرد یعنی از
سینه مرد خلق شده است . در واقع زن جمال دل مرد بعنوان کانون اراده و حیات اوست. لذا عشق
مرد به زن عشق او به قلب خویشتن است و عرصه غایت خود پرستی مرد است . و مرد حق ندارد
مرید ارادۀ خود شود بلکه بایستی اراده اش را تحت فرمان عقل و ایمان و معرفت قرار دھد و تسلیم
ارادۀ خداوند نماید . مرد بایستی زن را دوست بدارد و این واقعه ای اجتناب ناپذیر و بر حق است و
ھمان حب نفس است ولی نبایستی از نفس خود اطاعت کند زیرا عین کفر است و اینست که اطاعت
مرد از زن بدون شک موجب کفر و فساد و تبھکاری می شود .
و اینست راز ولایت زناشوئی و سرّ اطاعت زن از مرد . این ھمان اطاعت ارادۀ مرد از ارادۀ خداست .
مؤمن ترین مردان ھم در اطاعت از زن خود کافر و تباه شده اند . و مرد حتّی اگر خودش کافر باشد در
جریان به طاعت کشیدن زن تحت امر خودش مجبور است که به راه عقل و دین و وجدان برود زیرا زن
حاضر نیست که از مفاسد و کفر مردش تبعیت کند . زن نیز در اطاعت مؤمنانه از مرد است که دارای
اراده می شود زیرا مرد ظرف ارادۀ اوست .اینست که تکلیف نھائی دین زن و مرد در امر ولایت
زناشوئی تعیین می شود . مردی که از ارادۀ زنش پیروی نکند و زنی که از ارادۀ عقلانی مردش پیروی
کند این دو به راه ھدایت می روند و سعادتمند می شوند . زن اگر مؤمنه ھم باشد خواه ناخواه دشمن
آشکار ایمان و عقل مرد است و این قانون الھی در خلقت است که در قرآن ھم مذکور است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 43