۱۳۹۶ مرداد ۹, دوشنبه

قهر : کمال مهر


قهر : کمال مهر
قھریاران برتر از مھر آمده
انبیای الھی سفیران مھر و محبت و ایثارند و بنیانگزاران مکتب عشق . و اما کامل کننده این مکتب یعنی
محمد(ص) که جمال رحمت خدا در کائنات است در وجود علی متبلور گشته و لذا رسالت را به اتمام
رسانیده است . ولی این تبلور کمال مھر حق در چشم عامه بشری عین قھر است و لذا اسوه تنھائی
انسان گشته است .
ھر صفتی چون به کمال رسد بناگاه صورتی کاملاً متضاد می یابد . و این ھمان حقی است که جادویش را
جز انگشت شمارانی از عارفان در نمی یابند و مابقی بشر از آن روی بر می تابند و این راز تنھائی
و شھادت کاملان وادی محبت است .
نیکی چون به اوج رسد عین شر می نماید عکس این امر نیز به معنای دیگری نیز مصداق دارد که از اراده
عاملش خارج است .
حق نیز چون به تمام و کمال فرود آید موجب ابطال عظیمی در ھمه ارکان حیات بشر است که البته ابطال
اموریست که ذاتاً ناحقند .
مھر نیز چون به کمال رسد اشد قھری فراسوی منطق و علیّت است ھمچون قھر علی که جمال کمال
رحمت محمدی است که حقش را جز انگشت شمارانی در طول تاریخ درک نکرده اند.
این قھر باعث و بانی فصل جدیدی از تحول ذات بشر و نطفه عطفی در تاریخ فرھنگ و تمدن است که فقط
صورتی از آن در عرفان اسلامی متجلّی است که معنا و حق برتری از انسانیت را فرا روی بشر قرار می
دھد و بشریت را به آن فرا می خواند .
نخستین بانی این قھر برتر از مھر ھمانا ابراھیم خلیل الله است که در ماجرای تبعید ھمسر محبوبش
ھاجر و ذبح اسماعیل متجلّی شده است و در دین اسلام به تمام کمال به فعل آمده که ھمانا غیبت امام
است .
کل ماجرا در یک کلام از این قرار است که انسان باید نھایتاً ھر کسی را که بیشتر دوست میدارد رھا کند
و بخدا وا گذارد برای رضای خدا و رشد محبوبش و نه برای ارضای خودش.
چرا که آنکس که مورد مھر و محبت و ایثار واقع می شود بقول معروف عزیز دردانه و مصرف کننده و
طلبکار و بی شعور و واژگون سالار می شود و منشأ محبت را طرد ولعن و انکار می کند و موجودی بغایت
کافر می گردد . چنین کسی در آن واحد که مورد اشد لطف و ایثار است در سمتی دیگر موجودی شدیداً
مفعول و منفعل و حتّی مظلوم واقع می شود و بسیار بندرت اتفاق می افتد که بواسطه تقوی و معرفت
بتواند حق مھر را در یابد و حقوقش را ادا نماید و از این لطف الھی در جھت تعالی روح بھره جوید .
اینجاست که قھر عاشق تنھا راه نجات و رشد و بیداری معشوق است . معشوق ھمواره مفتون و مجنون و
از خود- بیگانه است الا اینکه بواسطه قھر عاشق بخود آید .
و اگر علی(ع) مبدأ عالیترین حد عرفان در تاریخ است بواسطه قھاریت عاشقانه اش به بشریت است که
موجب بخود-آئی عظیم بوده است . خود آن حضرت ، شھید ھمین کمال مھرش می باشد و از ھمین بابت
تنھاترین انسان تاریخ نیز می باشد زیرا درک کمال مھر در این قھر جز از عھده عارفان بر نمی آید .
ھمانطور که کمال مھر پروردگار درباره مخلصین بصورت اشد فقر و بیکسی و بلایا آشکار می شود .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 182

۱۳۹۶ مرداد ۸, یکشنبه

انسان و شیطان


انسان و شیطان
در قرآن می خوانیم که شیطان کالائی جز غرور برای آدمی ندارد و انکار و اعمال زشت و نادرست رابرای
آدمی برحق و زیبا می سازد و بدینگونه انسان در قبال کردارھای نادرست خود مغرور و خودستا می
شود. و اما آیا این کارخانه زیباسازی اعمال زشت در کجای انسان قرار دارد؟ بدون شک این کارخانه جائی
جز ذھن و قوه اندیشه گری و توجیه و تحلیل نیست. این ھمان کارگاه غرّه شدن انسان است . در این
کارگاه یک میل و عمل فاسقانه لباس عشق بر تن می کند یک عمل تجاوزگرانه لباس خدمت وایثار به تن
می کند ھرزه گی و بولھوسی تحت عنوان آزادی و اختیار و استقلال اراده توجیه میشود، ترس و عافیت
طلبی با واژه صبر و توکل تقدیس می گردد و الی آخر. پس شیطان در مغز و اندیشه ماست. ولی آیا
چگونه می توان حد و مرز و ماھیت تفکر و تعقل را از توجیه گری و تبدیل صوری مفاھیم و خودفریبی و
شیطنت تشخیص داد ؟ در قلمرو فلسفه و خودشناسی منطقی ھر چند که صدھا ملاک بین این دو امر
معلوم شده است ولی نھایتاً ھمواره جائی برای فریب فکر وجود دارد و ھیچکس از وسوسه شیطان مبرا
نیست و گرنه اطاعت از رسولان و امامان ھدایت امری بیھوده می بود و اصلاً کل دین محلی از اعراب نمی
داشت و فلسفه و دانش بشری می تواند انسان را کفایت کند و بر جای مذھب قرار گیرد.
احکام اخلاقی و عملی دین واضح ترین محک برای چنین تشخیص می باشد ولی این احکام نیز در ھر
مذھبی و فرقه و فلسفه دینی متفاوت ھستند و علاوه بر این در ھر نظام شرعی و اخلاقی نیز دریائی از
احکام در درجات متفاوت وجود دارند که ضد و نقیض می نمایند و ھمین احکام قلمرو خودفریبی ھای
خواسته و ناخواسته بشرند و لذا کفایت نمی کنند و اینست که آخرین پیامبر خدا ،یک انسان متشرع بدون
امام ھدایت را ھم کافر می خواند . میزان امام است و نه احکام.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 211

۱۳۹۶ مرداد ۷, شنبه

نشانه هاي دوست ( سخنان امام علی (ع) )


نشانه هاي دوست
( سخنان امام علی (ع) )
بدترین دوست تو کسی است که بر نیازھای تو می افزاید .
بھترین دوست تو کسی است که تو را به صدق دعوت می کند .
دوست کسی است که عیبھایت را در تنھائی به تو ھدیه می کند .
دشمن تو کسی است که تو را می ستاید .
غایت خیانت پیمان شکنی با دوستی صدیق است .
دوستی صدیق بزرگترین نعمت خدا در دنیاست .
براستی که دوست حقیقی تو ھرگز چاپلوسی نمی کند .
ھر که پند نپذیرد دوستی نپذیرد .
ھیچکس چون دوستی صدیق نمی تواند اراده ات را قدرت بخشد .
دوست تو کسی نیست که به تو مال می بخشد .
دوست تو کسی است که دوستان تو را دوست می دارد و دشمنانت را دشمن می دارد .
بزرگترین ضررھا از دست دادن دوستی صدیق است .
دوست تو کسی است که در دین تو را یاری دھد .
آنکه برای نیازی با تو دوستی کند چون نیازش بر آورده شد خصم گردد .
انسان نیکوکار صاحب یاری صدیق است .
ناتوان ترین مردم کسی است که از یافتن دوستی صادق ناتوان است .
دوست تو کسی است که خدا را بیشتر دوست می دارد .
بھترین دوست تو کسی است که اگر از دستش بدھی دیگر زندگی نخواھی .
دوست کسی است که دوستان خدا در او ریشه دارند .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 21

۱۳۹۶ مرداد ۶, جمعه

معرفی چند دجال و مکتب دجالی


معرفی چند دجال و مکتب دجالی

او شو
..........................................
دموکراسی
..........................................
انرژی درمانی
..........................................
خام خواری
..........................................
کارلوس کاستاندا
..........................................
کریشنا مورتی
..........................................
سیمون دوبوار
..........................................
سینمای حقیقت
..........................................
جھانی شدن
..........................................
پیوند ژنتیک
..........................................
شیمی درمانی
..........................................
کارل پوپر
..........................................
برابری زن و مرد
..........................................
فمینیزم
..........................................
اینترنت
..........................................
اشعه درمانی
..........................................
بیمه ھا
..........................................
بانکھا
..........................................
داروھای روان گردان
..........................................
عشق غیر متعھد
..........................................
واکسن ھا
..........................................
تعلیم وتربیت اجباری

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 127

۱۳۹۶ مرداد ۵, پنجشنبه

هنرمند کیست؟


هنرمند کیست؟
*از ھنرپیشه مشھوری پرسیدم : یک ھنرپیشه کامل کیست؟ گفت : کسی است که نقش بیگانه ای را
چنان ایفا کند که گوئی خود ھموست.گفتم : اینکه وصف کردی ھنر جمله مردمان است . گفت : با این
تفاوت که مردمان ازبابت ایفای چنین نقشی پولی نمی گیرند و بلکه تمام درآمد خود را نیز ھزینه می
کنند و مشھور ھم نمی شوند و جایزه ای ھم نمی گیرند و بلکه متھم به ریا ھستند که جایشان درک
اسفل السافلین است . گفتم : اینک معنای ھنر پیشگی رافھمیدم و راز ھنرشان را.

* از شاعر مشھوری پرسیدم : شاعر کامل کیست ؟ گفت : کسی که چنان تمام عمرش نقش عاشق را
بازی می کند که ھمه باور می کنند که عاشق است و نه فاسق.
پرسیدم : فرقش با ھنرپیشه چیست . گفت : ھنرپیشه از پس ھر نقشی یک آنتراکت میدھد ولی شاعر
نه . و مابقی عین ھم ھستند از جمله تفاوتشان با مردم عادی .

* از نقاش پست مدرنی پرسیدم : مکتب آبستره چیست . گفت : نقاشان قصد داشتند که چون خدا خلق
کنند و روی دست او بزنند و این مکتب کلاسیک و رئالیزم است .ولی چون نتوانستند از حرص شروع کردند
به تکه پاره کردن واقعیت . و این مکتب کوبیزم است . باز ھم ارضاء نشدند و ھمه رنگھا را در ھم ریختند و
برکاغذ پاشیدند و رفتند . و این شد مکتب آبستره .
و بعدش برخی دیوانه شدند و برخی خودکشی کردند و برخی معتاد شدند و برخی ھم معروف شدند و
فکر کردند که بالاخره خدا شده اند.
* از عارفی پرسیدم که ھنر چیست . گفت : ھونار است یعنی آتش ھو، آتش خدا. که بجان کافرترین
آدمھا می افتد که ادعای خدائی می کنند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 23

۱۳۹۶ مرداد ۴, چهارشنبه

آیا فقط شیعیان به بهشت می روند؟


آیا فقط شیعیان به بهشت می روند؟
این سئوال برای ھر انسان خردمندی مطرح است که طبق حدیث معروف، آیا فقط آنانکه در ولایت
علی(ع) و آل او ھستند از عذاب دوزخ مصون می مانند؟ آیا مابقی بشریت که اصلاً علی(ع) را نمی
شناسند و امامت را درک نکرده و اصلاً نامش را ھم نشنیده اند باید به جھنم بروند؟ آیا این عدالت است؟
پاسخ اینست که علی(ع) فقط یک فرد در جائی از تاریخ نیست . در قرآن کریم ھم سخن از علیین است
یعنی علی ھا یا علی واران . و ھیچ قوم و مذھبی نیست که دارای یک علی واری در مراتب نباشد . ھمه
علی واران تاریخ حق واحدی ھستند و نور واحدند و درب بخشایش و نعمت خدا بر روی زمین و حجت
ھای حق در تاریخ اقوام بشری محسوب می شوند. که ھر کسی که آنان را به زبان و ذھن و دل تصدیق
کند و در حد توانش در مسیر ھویت آنھا گام بردارد مشمول رحمت و بخشوده گی می شود و البته اسوه
کامل ھمه این علی واران ھمان علی ابن ابی طالب است به مقام و صفات و اخلاص و عرفان و عدالت
و نیز اینکه شیعیان بی عمل ھم به جھنم می روند و اتفاقاً جھنمی ھولناکتر دارند. و ھر بشری بمیزان
صدقش در مسیر خودشناسی و اخلاص به یکی از این علی واران بر روی زمین می رسد و این وعده
خداست در قرآن کریم که ھمه مؤمنان و جھادگران و صابران را نھایتآً در سمت یک امام یا شاھد و
رسولی ھدایت می کند و یا علی واری را بسویشان می فرستد تا ھدایت شوند. خداوند عادل و بلکه
بسیار مھربان است و ھیچکس را بدون حجتی مؤاخذه نمی کند. و ھیچکس بخاطر جھل و نادانیش عذاب
نمی شود و این امر به عقل تجربی ھم قابل تصدیق است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 205

۱۳۹۶ مرداد ۳, سه‌شنبه

امر بمعروف و نهی از منکر در جهنّم


امر بمعروف و نهی از منکر در جهنّم
عصر آخرالزمان عصر آشکاری جھّنم است آنگونه که قرآن ھم می فرماید« دوزخ آشکار شد» بنابراین در
عرصه تبھکاریھا و عذابھا و دردھای بی درمان که جملگی عوارض دوزخ زمینی بشرند امر بمعروف و نھی
از منکر و ھمچنین درمان امراض و رفع گرفتاریھا از مردمان کاری بیھوده و ھدردادن نیروست و موجب
عداوت شدیدتر با دین است ھمانطور که شاھدیم .
ھر عذابی را که برداریم عذابی مھلکتر پدید می آید و تلاش برای رفع ھر بدبختی منجر به بدبختی لاعلاجتر
می شود . و این واقعیت است . زیرا عذابھای الھی مطلقاً قابل شفاعت نیستند و باید دورانشان سپری
شود ھمانگونه که قرآن می فرماید . تنھا کاری که می توان کرد معرفت بخشیدن دربارۀ حق و علل این
عذابھاست تا ھر چه سریعتر ایمان آورند و به توبه برسند و آنگاه که عذاب رفع شود دوباره به گناھی
ھولناکتر روی نکنند . بنابراین امر بمعروف و نھی از منکر فقط بمعنای خود آگاھی و معرفت دربارۀ حق
عذاب ، می تواند ثمر بخش و ناجی باشد نه امر بمعروف و نھی از منکر کلامی و اخلاقی وشرعی محض
. این نوع امر و نھی به مثابه نمک به زخم پاشیدن است و اثری معکوس ببار می آورد که آورده است .
امروزه بایستی عذاب شناسی و دوزخ شناسی را ترویج نمود که عین خود شناسی بدبختی ھاست .
خداوند نیز می فرماید که این گونه مردمان را سرزنش مکنید زیرا خودشان مشغول سرزنش خویش
ھستند . بایستی با آنان مھربان بود و معرفت نفس بخشید و معنای عذاب را روشن کرد و این بدبختیھا
را به گردن شرایط و حکومت و اقتصاد و حوادث نگذاشت بلکه معلول راه و روش خطا و گناھکارانه
معرفی نمود . متأسفانه در مملکت دینی ما از این نوع نگرش و معرفت خبری نیست و نگرش ما به
مشکلات تماماً مادی و فنّی ا ست .

از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 144