۱۳۹۶ تیر ۱۶, جمعه

آخرالزمان عشق

 
آخرالزمان عشق

عشق یعنی ایثار . و عشق کامل یعنی بخشیدن ھستی خویش به غیر . و این ھمان واقعه خلقت عالم و
آدم است . و عاشق ھمان خداست که ھستی خود را به غیر خود ( عدم ) بخشیده و عدوترین این غیرھا
یعنی آدم را خلیفه خود کرده و صورت و روح و علم خود را به او داده است و خود بر عرش فنا مستقرشده
است . ھر گاه این عشق و ایثار پایان یابد عمر عالم ھستی نیز به پایان آمده است . و ما در عرصه به پایان
رسیدن عشق ایثاری ھستیم که عرصه تنھائی انسان است .
و امّا عشق خدا را پایانی نیست زیرا عشق ھمان خداست . و امّا عشق دو صورت و مرحله دارد :عشق
نزولی و عشق عروجی ! مثل نزول و عروج روح ! خداوند به انسان ھستی بخشیده تا او را بشناسد و
سپس به این عشق پاسخ گوید تا بتواند مقام و گوھرۀ خدائی خود را بداند و بیابد و بشود و به حقّ
خلیفه او گردد . و این مرحله دوم عشق است که انسان را بخود می خواند تا ھستی اش را به صاحبش
رجوع دھد. مرحله اول ھمان مرحله « انّالله » است و مرحله دوم « انّا الیه راجعون » میباشد.. این ھر
دو مرحله واقع می شود ولی بسیار اندکند که مرحله دوم را درک و تصدیق نموده و به اراده خود بسوی
او بازگردند و ھستی خود را تسلیم خداوند نمایند . این مرحله تنھائی انسان در میان مردم است و
ھیچکس تنھائی را دوست نمی دارد الآ مخلصان عشق .
عصر آخرالزمان عصر « انّا الیه راجعون » می باشد یعنی مرحله پاسخگوئی انسان به عشق خدا .
مرحله رجوع به منشأ عشق و علت وجود . و این عصر آخرالزمان عشق است که صورت قھری عشق
می باشد و عشق قھارانه . در مرحله اوّل خداوند بسوی انسان آمده و در مرحله دوّم انسان بایستی به
سوی او برود . و این عرصه قیام و قیامت عشق است تا وقوع قیامت کبری که رویاروئی با حضرت عشق
و جمال وجود واحده می باشد .

از کتاب " دائره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 24

۱۳۹۶ تیر ۱۵, پنجشنبه

حسد : شعله اي از آتش دوزخ


حسد : شعله اي از آتش دوزخ
سرنوشت ھر کسی معلول نگاھی است که به دیگران دارد . حسد معلول بدخواھی است . بشریت به
تجربه درک کرده که بخل و حسد براستی از جنس یک آتش نامرئی است که روح را بلاوقفه می گدازد و
سیاه می کند و لذا یک عذاب عظیم در وادی کفر و گناه می باشد . حسد در یک کلمه یعنی میل به
بدبختی دیگران.
آنانکه رحمت خدا و نعماتش را قدر نمی دانند و حقوقش را که ھمان اطاعت از احکام اوست رعایت نمی
کنند بناگاه دچار قحطی عاطفه و عزّّت و آرامش می شوند و سپس نسبت به کسانی که این نعمات را
دارا ھستند به عداوتی جنون آمیز می رسند و در صدد بر می آیند که این نعمات را در دیگران ھم نابود
سازند. و این جنگ تن به تن با خداست . کسی که عاشق بدبختی دیگران است طبعاً به آن بدبختی ھا
دچار می شود . ھمانطور کسی که عاشق سعادت دیگران است سعادتمند می شود .
علی (ع) ھمه امراض روانی بشر را حاصل حسد می داند . حسد دل را سیاه می کند و وجدان را می
میراند و عقل را زائل می کند و لذا صاحبش را به جنون و خود – براندازی می کشاند . و اینست که قرآن
می فرماید « کافران نسبت بخودشان بخیل ھستند ». در واقع بخل به دیگران منجر به عداوت با خود می
شود و عذابی بزرگتر از این نیست . چنین کسانی بتدریج پا به ھمه امکانات و شرایط باعزّت زندگی خود
می زنند و خود را به غایت خفّت و ذلّت می اندازند و نسبت بکل مردم به کینه ای حیرت آور می رسند و
چشم دیدن ھیچکس را که دارای عزّت و آرامش باشد ندارند . آدمی ھر چه را که برای دیگران بخواھد
برای خودش خواسته است . برای حسد بعنوان یک بیماری روانی ، علاجی نیست چرا که عذاب الھی
چون فرود آید شفاعتی ندارد و باید دورانش بسر آید و خود حسد در مرحله خود براندازی فرد موجب
ھلاکت نفس اماره و کافرش می شود . در واقع آتش حسد ، درمان کفر بشر است .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 231

۱۳۹۶ تیر ۱۴, چهارشنبه

معماي « حریم شخصی » در کشور ما



معماي « حریم شخصی » در کشور ما

رعایت حریم شخصی افراد بشری یکی از ارکان درجه اول شریعت انبیای الھی بوده که در اسلام به کمال
رسیده است و بخش عمده ای از احکام دین و اخلاق را بخود اختصاص داده است. ولی متأسفانه جامعه
اسلامی ما به دلایل انقلابی بودنش و دشمنان داخلی انقلاب، مجبور به لغو و زیر پانھادن بسیاری از این
حدود الھی شد. ولی با اینکه حدود سی سال از انقلاب ما می گذرد و دیگر بسیاری از آن خطرات وجود
ندارند ولی آن سیاستھا ھنوز ادامه دارند و این در فرھنگ قرآنی دقیقاً بمعنای « فسق » است که
بواسطه خود دولت اسلامی اجرا می شود. در دولت آقای خاتمی لایحه ای در جھت لغو بسیاری از این
تجاوزات به حریم خصوصی افراد و خانواده ھا تسلیم مجلس شد که تا به امروز راکد و مسکوت مانده
است. امروزه به بھانه مبارزه با مواد مخدر ھیچکس در جامعه امنیت ناموسی ندارد.
در اتوموبیل ھا، ایستگاه قطار و فرودگاھھا و در مسیر جاده ھا و گاه در خیابانھا و حتی در خانه ھا ، این
امنیت و حدود الھی زیر پا نھاده می شود به بھانه حفظ امنیت عمومی. این بی قانونی و فسق آشکار
حکومتی موجب شده که بسیاری از افراد تبھکار و ھرزه در لباس مجری قانون و امنیت مفاسد عظیمی
پدید آورده اند که در طی این سالھا شاھدش بوده ایم . آیا اصلاً قرار ھست که زمانی به قانون و احکام
دین برای ھمه عمل شود؟ این امر زمینه بسیاری از سوء استفاده ھای مالی و غارت بیت المال نیز می
باشد که بنام اسلام و نظام صورت می گیرد. اگر اقدام آقای بوش جھت اطلاعاتی کردن جامعه آمریکا
بھانه مبارزه با تروریزم قابل توجیه نیست پس وای به حال ما که دعوی مسلمانی و اخلاقی و عفت و
شریعت داریم. آیا براستی می توان از طریق فسق با فسق مبارزه کرد؟ از طریق ایجاد ناامنی با ناامنی
مبارزه کرد؟
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 158

۱۳۹۶ تیر ۱۳, سه‌شنبه

دین و دنیا


دین و دنیا
آدمی برای گذران یک حیات جانوری ھیچ نیازی به دین و معرفت ندارد وخداوند رزقش را میدھد ھمانطور
که رزق ھمه حیوانات را بی ھیچ زحمت و تعھدی می دھد وھیچ مؤاخذه ای ھم از آنان نمی کند . برای
زیستن در عیّاشی کردن ھیچ نیازی به معنویّت نیست . و این از حماقت بشر است که از دین و معنویّت
بخدمت دنیایش بھره میگیرد زیرا نه تنھا خدمتی رخ نمیدھد بلکه ھمان حیات جانوری مختل میشود.
دین اگر برای رضای خدا و معرفت ھم در خدمت اشاعه حقّ نباشد استفاده از این دو بزرگترین حماقت
بشر است و منجربه جنون و جھنّم می شود . کسی که روی به دین و معرفت می کند تا ریاست بیشتری
یابد بغایت رسوائی وخفّت دچار می شود . کسی که دین را وسیله ای برای سیاست می کند براستی
احمق است . کسی که در رویکردش به دین و معرفت کل دنیایش را در بست بخدمت معنویت در نیاورد
خسر الدنیا و آخرت می شود و نسبت به دین و معرفت و مؤمنانش به عداوت و کینه ای مالیخولیائی می
رسد و در این عداوت به جنون می رسد و خود را ھلاک می سازد.
دین و معرفت خطرناکترین ابزاری ھستند که بخدمت امیال دنیوی بشر قرار می گیرند . زیرا معنویت جنبه
ماندگاری و بقای ابدی انسان است پس نمی تواند وسیله ای در خدمت حیات دو روزه و ناپایدار دنیوی
باشد . آنچه که موقتی است باید در خدمت جاودانگی قرار گیرد و نه بالعکس.
آدمی باید لباسش را به اندازه ھیکل خود بدوزد نه اینکه ھیکل خود را به اندازه لباس در آورد.
وسوسه شدن برای استفاده ابزاری از دین و معرفت و خدا، خود یکی از عذابھای بزرگ و بلکه بزرگترین
عذاب حاصل از افراط در دنیا پرستی کافرانه است . اینگونه است که مثلاً بناگاه یک خان یا سرمایه دار
و جنرال ارتش را در لباس درویش و عرفان می بینیم . این سر آغاز یک رسوائی عظیم است . بیائیم درس
عبرت بگیریم و دیگر خدا و مقدسات را بازی ھوس نگیریم.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 69

۱۳۹۶ تیر ۱۲, دوشنبه

شیطان شناسی (1)


شیطان شناسی
(1)
بسیاری از ما می پنداریم که شیطان و وسوسه ھایش وحشتناک و غول آسا و سخیف و زننده است .
گویی شیطان چون لولو خرخره می باشد . در حالی که توصیف قرآن دربارۀ شیطان اتفاقاً بر عکس پندار
ماست و می فرماید که شیطان امیال و اعمالتان را برایتان زیبا و لطیف می سازد و شما را به آن مغرور
می کند و اتفاقاً شما را از فقر و نداری به وحشت می اندازد و بدین گونه در شما رخنه می کند . بقول
قرآن تنھا کالای شیطان برای انسان ھمان غرور است . و آدمی فقط از طریق زیبا سازی افکار و اعمال
زشت خود مغرور می شود . بنابر این واضح است که قدرت توجیه گری ما دربارۀ اعمال نادرست ھمان
حضور شیطان است .
شیطان در قلمرو منطق و ذھنیت ما از درب مفاھیمی چون عشق ، خدا ، سعادت ، پیشرفت ، علم ،
افتخار ، خدمت و قداستھا وارد می شود و بدینگونه است که میتواند فسق را عاشقانه سازد و خیانت را
لباس خدمت بپوشاند و بخل را تعبیر به غیرت نماید و.... پس یادمان باشد که رد پای شیطان رادر خود
شیفتگی ھا و افتخارات و قداستھا و عظمتھای خود بشناسیم و نه در حقارت ھا و بدبختیھا .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 60

۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه

تناقض شیکی و حجاب


تناقض شیکی و حجاب

حجاب اگر به انگیزه عفت و عصمت است در یک کلام بمعنای جلب نظر نکردن به عمد است بواسطه لباس
،رفتار یا گفتار و روشھای زیستن . امروزه بسیاری معتقدند و حتّی در رسانه ھای ملی ما تبلیغ می کنند
که شیک بودن ھیچ تناقضی با حجاب ندارد. پس بھتر است شیک بودن را تعریف کنیم . شیک بودن
بمعنای جالب و جذاب و تحریک کننده بودن مسلماً ھر چه باشد در تضاد با امر حجاب و عفّت است . حال
اگر بواسطه چادر و نقاب ھم درجائی جلب نظر شود این ھمان حجاب ضد حجاب است و یک نفاق
آشکار است و شبھه ای از مذھب ضد مذھب می باشد . بنابراین اگر منظور از حجاب ھمانا جلب نظر
نکردن نامحرمان باشد ھیچ قانونی قادر به محجبه نمودن و با عفت ساختن فرد یا جامعه ای نیست . پس
بھتر است که معنا و فرھنگ و انگیزه ھای حجاب و عفّت را توسعه و تعمیق دھیم و اینقدر کلیشه ای و
فرمالیستی عمل نکنیم . زیرا در یک جامعه مذھبی ھیچ زنی خطرناکتر از زن فاسد محجّبه نیست زیرا ھم
فتنه اش وسیعتر و نامرئی تر است و ھم دین خدا را بد نام می کند و ھم نفاق را اشاعه می دھد .
حجاب شیک بدتر از بی حجابی است . زن با حجاب زنی است که از جلو مرد ھرزه ای عبور کند بی آنکه
نظرش را بسوی خود بکشد چه با چادر و چه بی چادر .
آنکه بواسطه حجابش جلب نظر نامحرمان می کند بسیار مخربتر است تا آنکه صرفاً بواسطه اندامھایش
دلربائی می کند زیرا بواسطه حجاب ، نگاه افراد نامحرم و ھرزه به اعماق نفس و روان زن نفوذ میکند و
در آنجا منزل می گزیند و نفس زن را تسخیر می کند و او را روسپی صفت می نماید . درحالیکه نگاه صرف
به اندام بسیار سطحی تر و پاک شونده تر است . حال بھتر می توانیم علّت مفاسد اخلاقی و روسپی
گری پنھان را در جامعه خودمان درک کنیم و لذا علاجش نمائیم بواسطه آیه لا اکراه فی الدین .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد دوم ص 147

۱۳۹۶ تیر ۱۰, شنبه

سید حسنی کیست؟



سید حسنی کیست؟
در روایت شیعه آمده است که قبل ازظھور جھانی امام زمان (ع)یک سید حسنی ظھور می کند که
امامتش بر مردم ھمچون امامت امام حسن (ع) مظھر رحمت و صلح و شفاعت برای ھمه خلایق اعم
از کافر و موٌمن است و دارای ھدایتی تماما رحمانی است و وجودش برای مردم سراسر رحمت و شفاعت بی
قید و شرط می باشد ولی مردمان با او ھمان می کنند که با امام حسن (ع)شد که درغایت تنھائی و بی
کسی بدست ھمسر جاه طلب و قسی القلب خود شھید می شود . و آنگاه امام زمان در سیمای حسینی
یعنی قھارانه ظھور می کند و ھمه کفّار و اشقیاء و تبھکاران را از دم تیغ می گذراند وھیچ شفاعتی پذیرفته
نمی شود و درحقیقت به مثابه تیغ انتقام حق آن امام حسنی است .
این نکته نیز قابل ذکر می باشد که امام حسین (ع)در میان ائمه اطھار بیشترین یاران و مریدان مخلص را
داشت که در واقعه کربلا به حدود ھفتاد تن رسیدند با اینکه امامی بسیار سخت گیر و قھار بود و درامر دین
به کمتر از اخلاص راضی نمی شد در حالیکه امام حسن مھربانترین و رحمانی ترین و سھل گیر ترین امامان
و نیز بیکس ترین آنھا بود . از این مقایسه حقیقتی بس حیرت آور و غیر منطقی حاصل می آید . این بدان
معناست که تساھل و تسامح در دین ھیچ خیری بحا ل سرنوشت مردم ندارد ولی بایستی این حجّت
آشکار و تمام شود تا ظھور حسینی متجلّی و محق آید . این بدان معناست که مردمان ھمواره از رحمت
حق سوء استفاده کرده و بر کفرشان می افزایند یعنی مردم ذاتاً طالب قھاریت حق ھستند و آنرا میستایند
و این شقاوت و کفر آنھاست .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 212