‏نمایش پست‌ها با برچسب عشق پاک. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عشق پاک. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ مرداد ۲, چهارشنبه

عشق پاک

عشق پاک
812- اگر آدمی، رنگ و بو و حس و حال روح خود را در حوائی در یابد عجیب نیست. زیرا در خلقت ازلی، حوا از باطن آدم، استخراج شده است. پس اگر جمال روح خود را در حوائی دیدی، روح خودت را به هوسها و مکرها و شهوات و بازیهایت آلوده مکن. به تماشای محض آن هم با رعایت تقوا و عصمت بسنده کن! او را تن خویش مساز. بگذار جمال روحت باقی بماند! بدان که عشق تو به او فقط مربوط به خود توست و هیچ ربطی به او ندارد. احساس تو به او جز احساس تو به روح خودت نیست. در این تماشا اگر پاک و بدون بازی بمانی با خود آشنا می شوی و این روح مجسم را در دل خودت می یابی و روحانی می شوی. عشق برای روحانی شدن عاشق است و نه به وصال تن معشوق رسیدن! در این وصال جز توهم و جنون و عداوت و سقوط روح حاصلی نیست.


از کتاب قیامت نامه



دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@

۱۳۹۵ مرداد ۹, شنبه

عشق پاک یعنی چه؟

عشق پاك یعنی چه ؟
عشق خالص و محبت پاک یعنی کسی را برای خودش دوست داشتن : این یک تعریف بسیار کلی و
گنگ و بی محک است زیرا معلوم نیست که خود ھر کسی چیست که آن خود را دوست داشته باشیم .
آیا خود ھر کسی را برای خودش دوست داشتن یعنی مرید امیال او بودن ؟ اگر عاشق خالص به این معنا
باشد دارای چه حق و ارزشی است ؟ زیرا ھر کسی آرزوئی جز این ندارد که کسی را بیابد تا مرید
خواسته ھایش شود و ھمه امیال و آرزوھایش را برآورده نماید . این آرمان ھمه افراد بشری می باشد و
منشأ ھمه تزویر و فریبکاریھاست پس نمی تواند امری بر حق باشد و بلکه ناحق ترین میل بشر میباشد
.و لذا ھمه با ھزاران نمایش و ترفند در صدد ھستند که کسی را عاشق بر خود نمایند و برده امیال خود
سازند و لذا ادعای عشق خود بخود برانگیزنده چنین توقعی در معشوق است که : اگر راست می گوئی
چرا خواسته ھایم را ارضاء نمی کنی و از من توقع داری ؟
عشق مظھر اشد نیاز است و لذا مدعی عشق در واقع می گوید که : لطفاً بمن توجّه کن ،مرا بپرست و
امیالم را ارضاء نما و فقط تو می توانی مرا خوشبخت کنی ! این حرف دل عاشق است ولی معلوم نیست
که در جریان چه مالیخولیا و واژگون سالاری روانی این واقعیت وارونه می شود و لذا کل ماجرا عاشقی
غرق در جنون و سوء تفاھمی فزاینده تا سر حد جنایت است و به عداوتی ابدی ختم می شود . اگر
عاشق نیاز قلبی خودش را آنگونه که گفتیم بیان و عیان نماید ھرگز معشوقی به میان نمی آید و بلافاصله
ھمه می گریزند . عاشق که غرق در اشد نیاز است کل واقعیت روانی خودش را در نظر معشوق وارونه
می کند و می گوید که : آمده ام تا تورا به محبت تمام وجودم خوشبخت کنم ، من فرشته نجات و سعادت
ابدی تو ھستم ...! اینست که معشوق را دیوانه می کند و به ھزار سودای جنون آمیز مبتلا میسازد . در
حالیکه ھر یک طرف مقابل را مرید خود می پندارد یا می خواھد و او را یک طعمه و صیدی خارق العاده
می پندارد تظاھر به ایثار می کند .اینست که در عشق جز جنون و مالیخولیا و توقعات حیرت آور و افکار
پلید و عداوتھای پنھان و کینه ھای مخوف پدید نمی آید . ھر یک از طرفین فرد مقابل را پرستنده و مرید
بی چون و چراو بی توقع از خود می خواھد ولی تظاھری کاملاً معکوس می نماید . ھر فردی عاشق بر
پرستیده شدن خویش بواسطه دیگری است . ھر کس می پرستد تا پرستیده شود : اینست کل ماجرای
عشق ! ...

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد ششم ص 143