‏نمایش پست‌ها با برچسب دیدار با خدا،خروج روح،پیر طریقت. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب دیدار با خدا،خروج روح،پیر طریقت. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۶ خرداد ۱۴, یکشنبه

چرا خداوند دیده نمیشود!



چرا خداوند دیده نمیشود!

می دانیم که انسان تنھا مخلوقی است که به لحاظ وجودی و به دلیل انسان بودنش کافر است یعنی
منکر خداست و بلکه خود دعوی خدائی دارد واین بدان دلیل است که خلیفه خداست یعنی برجای خدا
قرار گرفته است و از صورت و روح خدا صاحب وجود ویژه و اشرف مخلوقات می باشد. چون خدا در
انسان است پس از چشم انسان دیده نمی شود مگر اینکه از جایگاه خدائی خویش برخیزد و خروج
کند و به جایگاه عدمی خود بازگردد و مخلوقیت خود را بازشناسد تا آنگاه خدا را دیدار و باور و بنده گی
نماید. این ھمان واقعه از میان برخاستن در معرفت عرفانی ماست. نفس آدمی در میان تن و روح که
صورت و اراده خداست حائل است و تا از این میانه برنخیزد تن و روحش به وحدت نمیرسد و توحید
حاصل نمی آید. آنکه از میان خود برخاست آنگاه خدا را در یگانگی تن و روح خویشتن دیدار میکند.
و البته از میان برخاستن جز به یاری یک انسان موحد دیگر به مثابه امام یا پیر طریقت، ممکن نیست .
این ھمان واقعه ارادت بمعنای سپردن منیت خود به پیر است تا پیر دستش بگیرد و از میانه بلندش
کند و او را با یگانگی تن و روح خودش روبرو سازد.
ولی نفس آدمی چنان سخت از دوسوی به تن و روح خود چسبیده که جز با مرگ بر نمیخیزد . و لذا
واقعه مرگ ھمان قلمرو رویاروئی با خداست. تقوی ھمان راه و روش تدریجی جدا شدن از این میانه
می باشد با تقوا آن چسب بتدریج سست می شود و منیت آدمی از اسارت تن و تعلق روح جدا می
شود . تقوا این چسبنده گی را از میان می برد و آنگاه موقع ارادت به یک پیر است تا تو را از این میانه
برخیزاند. اینست که فقط اھل تقوا قدر پیر را می دانند و دل به پیر می سپارند تا نجاتشان دھد.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد اول ص 106