‏نمایش پست‌ها با برچسب ترس از مرگ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ترس از مرگ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۸ تیر ۹, یکشنبه

منشأ ترس از مرگ

منشأ ترس از مرگ
33- آنچه که مرگ را در احساس بشر تا این حد هولناک می سازد پرستش اشیاء می باشد و از آن شدیدتر تملک عاطفی عزیزان است که انسان را به مالکیت و اسارت دیگران می کشاند و این اسارت روح در کالبد موجودات دیگر است. هراس از مرگ حاصل این تسخیر و مالیخولیاست. یعنی آنگاه که جان از تن میرود نفس آدمی در قالب اشیاء و آدمهای دیگر محبوس است و اینست منشأ عذاب های بعد از مرگ. یعنی نفس آدمها با همه نیازهایش در دنیا مانده بی آنکه تن در کار باشد تا بتواند نیازها را ارضاء کند. و اینست دوزخ! اینست مرگ ابدی!

34- دل کندن از عالم و آدمیان تنها راه نجات از هراس بی پایان مرگ است.
35- مرگی که می تواند موجب رستگاری و نجات ابدی باشد در عین حال می تواند موجب قحطی و عذابی ابدی باشد. مرگ هم می تواند حیات جاوید و بهشتی باشد و هم می تواند عرصه تجربه نابودی و قحطی ابدی باشد: بر سر سفره ای در حال قحطی و غش نشسته ای بی آنکه دستی برای برداشتن و دهانی برای بلعیدن داشته باشی: اینست مرگ کافران و دنیاپرستان که محبوس دنیا و اهلش هستند.


از کتاب سیر و سلوک عرفانی ص 17

دانلود رایگان کتاب های صوتی و متنی استاد علی اکبر خانجانی در سایت :khanjany.com و nooreomid.net 
نشانی تلگرام: khodshenasi4@


۱۳۹۵ آذر ۱۰, چهارشنبه

حکمت جاوید



حکمت جاوید

آنکه دنیا را می طلبد به آن میرسد ولی بدستش نمی آید.
ھیچ چیزی بدست نمی آید ولی به دل می تواند آمد.
آنکه از نژاد رود به نزاد می رسد.
آنکه حق معلم را ادا نمی کند آموزه ھایش به او پشت می کند.
آنکه دوست را می فروشد تا دل دشمن بدست آورد دلش به اسارت دشمن در می آید.
آنکه حقی را ببیند و تصدیق نکند با آن به جنگ می آید و ھلاک می شود.
آنکه پولی را با فروش معنویتی بدست می آورد بواسطه آن پول دیوانه می شود.
آنکه از محبتی بر علیه صاحب محبت استفاده میکند به اسارت دشمنان محبت در می آید.
آنکه به معرفتش عمل نکند احمقی می شود.
آنکه دین را زینت کفر کند به خدمت کافران در می آید.

---------------------------------------
حکمت جاوید

* کفری جز ترس نیست.
* ترسی جز ھراس از نابودی نیست.
* نابودی ھمان قلمرو حضور خداست.
* ایمانی جز درک ھستی در نیستی نمی باشد.
* شجاعت بارزترین نشان ایمان است.
* شجاعت یعنی به استقبال شکست و مرگ رفتن.
* شکست قلمرو بی نیازی ذات است.
* ذات، سلطنت فناست.
* فنا ھمان جاودانگی است.
* جاودانگی محصول ھمزیستی و ھم سرنوشتی با مردان خداست.
* مرد خدا موجودی ورای بود و نبود است.
* بود، نبود است و نبود ھم بود است.
* ترس محصول اندیشه بود و نبود است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد سوم