۱۴۰۰ اسفند ۹, دوشنبه

آیا اسلام دین جنگ است؟

 آیا اسلام دین جنگ است؟

يکی از بزرگترين تهمتهای ناحق به دين اسلام همانا جنگ طلبی بوده است و از ناحق و رسوا بودن اين تهمت همين بس که جنگ طلب ترين و متجاوزترين افراد و جريانات چنين تهمتی را زده اند يعنی استعمار غرب و امپرياليزم جهانخوار که حتی آزادی و دموکراسی دروغين خود را هم بواسطه بمباران به ملل هديه می کنند. 

در قرآن کريم هر کجا که سخن از ايمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و اين آيه و معنا در جای جای قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چيست؟ به زبان ساده يعنی عملی که در سمت صلح با جهان و جهانيان باشد و فرد مؤمن را به صلح و وحدت با جهان و کل بشريت بکشاند. همانطور که در عرفان اسلامی هم انسان کامل انسانی در صلح و اتحاد با جهان است. در هر کجای قرآن هم که سخن از جهاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. 

و مؤمنان مأمورند که اول خود را به صلح با جهان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصيحت و مذاکره و سپس با جهاد جنگ مجبور به صلح نمايند. اسلام دين صلح و اسلام و تسليم است و هر کسی با اقرار به شهادتين به آسانی بر اين دين وارد می شود و حتی کسی حق ندارد منويات باطنی او را مورد تفتيش قرار دهد. 

اسلام حتی فحاشی به دشمن را در ميدان جنگ حرام کرده است. حقوق جنگی و جهادی اسلام نيز يک کرامت و معجزه ای حيرت آور است. همه جنگهای صدر اسلام تدافعی و يا خنثی کننده دسيسه های دشمنان و متجاوزان بوده است. فقط صهيونيست ها اسلام را دين جنگ می خوانند يعنی کسانی که حتی کودکان را با گلوله می زنند.

از کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد ۵  تألیف استاد علی اکبر خانجانی

——————-

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ اسفند ۷, شنبه

جنگ بین اقوام و ملل و گروهها و ...

 جنگ بین اقوام و ملل و گروهها و ...

30- امروزه جنگ بین اقوام و ملل و گروهها و مذاهب و طبقات اجتماعی و خانواده ها و زن و شوهرها که به اوج خود در تاریخ رسیده است حاصل شباهت فزاینده بین آنهاست تا آنجا که هسته مرکزی جوامع یعنی خانواده ها کانون اشد نفرتها هستند و این حاصل برابری زن و مرد است که اساس همه شباهتها و نفرت هاست که البته این برابری امری صرفاً صوری و تقلیدی است و نه برابری حقوق انسانی.

از کتاب پدیده شناسی هویت انسانی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 101

========
@khodshenasi4
@khanjanyaudiobooks   کتابخانه صوتی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ اسفند ۵, پنجشنبه

وظایف واجب والدین در تعلیم و تربیت فرزندان

 ٣٧ – وظایف واجب والدین در تعلیم و تربیت فرزندان امور ذیل می باشند:

الف– راستگوئی و بی ریائی پیشه نمودن با فرزندان و آنها را به طریقی وادار به دروغ ننمودن و ھمواره خطرات دروغ را به آنها یادآوری کردن.
 ب– آداب اخلاقی را در حریم خانه رعایت نمودن.
ج– دعوت کردن فرزندان در سنین عقل و بلوغ به دین خدا و آداب اخلاقی بی ھیچ تهدید و تطمیعی .
د– به میزانی که فرزندان به آموزش میل نشان می دھند امکان آن را فراھم ساختن بی ھیچ تهدید و تطمیعی.
ه– فرزندان را دعوت به قناعت و ساده زیستی نمودن.
و– در سر آغاز جوانی فرزندان را به ازدواج ترغیب کردن و آنها را تا حدّ امکان در این امر یاری نمودن و آنها را در انتخاب ھمسر آزاد گذاشتن و راھنمائی کردن.
ز– تنبیه نمودن معقول فرزندان در سلسله مراتب آن تا حدود تشخیص عقلی فرزندان آن ھم پس از تذّکر و نصیحت لازم.
ح– فرزندان را از پُر خوری و بازیگری زیاده از حد باز داشتن. 
ط– فرزندان را به چشم اموال خصوصی خود نگاه نکردن و برای آیندۀ آنها در نزد خود و برای خود سرمایه گذاری مادّی یا معنوی نکردن. 

از کتاب چه باید کرد تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ اسفند ۴, چهارشنبه

فلسفه نیچه و انسان کامل

 فلسفه نیچه و انسان کامل

نیچه فیلسوف شهیر آلمانی تعریفی از انسانیت عرضه می کند که عین تعریف انسان کامل در عرفان اسلامی است: انسان آن است که بر خویشتن فائق آید پس این عین خود – براندازی در همه جنبه های وجود است که در مرکز آن اراده قرار دارد. نیچه از یکسو جهان هستی و حق انسان را قدرت اراده و ارادە به قدرت می داند و از سوی دیگر انسان برتر و ابر انسان را کسی می داند که این اراده و قدرت را در خود نابود کند و بر خویشتن مسلط شود. 

یعنی خود را نابود کند و آنگاه بر این نابودی شاهد باشد و از آن حراست کند و به آن افتخار نماید. این تعریف انسان برتر عین تقدیس تراژدی است منتهی با این تفاوت که انسان بایستی به استقبال تراژدی برود و آنرا بپرستد و به مصیبت و شکست و بدبختی و ناکامی و خیانت دنیا بخندد و نهایتاً به خودش بخندد و این نابودی را نیز به سخره گیرد نه اینکه تقدیس نماید و خود را شهید معرفی کند. این همان معنای نهایی نیهیلبزم است: انسانی که بر خویشتن می خندد در مقابل خدا. 

این خنده ای نیمه تمسخر و نیمه افتخار است. انسان بایستی با آن کس یا نیرویی که او را نابود می کند همسو و دوست باشد. انسان آن است که نابود کننده اش را بپرستد یعنی خدایش را. زیرا کسی که انسان را به وجود آورده حق نیز دارد تا نابودش کند. ماسکی که احساس و ادعای خدایی و جاودانگی دارد باید بر خود خنده کند. 

آنچه که باقی می ماند وجود نیست بلکه یاد وجود است. این یاد همان جاودانگی است هرچند که تماماً درد و داغ و شکست و فراق و خیانت است. ولی به قول شاعر: فقط زخمها جاودانه اند پس خوشی ها و پیروزیها جملگی بی ریشه و مقطعی و از یاد رونده اند. جاودانگی همان یاد زخم است. آنچه که انسان را جاوید می کند شهامت نابود شدن و قدرت فناپرستی خویش است: عشق

دائرةالمعارف عرفانی جلد ۳ تألیف استاد علی اکبر خانجانی
========
@khodshenasi4
@khanjanyaudiobooks   کتابخانه صوتی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

@khanjanyaudiobooks
https://t.me/ezdevajvaeshgh/2228

۱۴۰۰ اسفند ۳, سه‌شنبه

بی مسئولیتی و بی غیرتی مرد و ازدواج دوستانه 

 بی مسئولیتی و بی غیرتی مرد و ازدواج دوستانه 

22- کسانی که با شعار برابری ازدواج می کنند و ادعا می کنند که دو دوست هستند و نه زن و شوهر، به عاقبت فجیعی می رسند زیرا این به اصطلاح برابری و دوستی فقط و فقط پوششی برای فرار از مسئولیت است که: ما هر دو برابریم پس هیچ کس مسئول نیست! این بی تعهدی و رذالت تحت عنوان ازدواج دوستانه تقدیس می شود. این بی مسئولیتی و بی غیرتی مرد، لباس عشق و ایثار به تن کرده و تازه بر زن منت هم دارد و زن به سودای برتری جوئی اش نمی داند چه کلاه بزرگی بر سر خود نهاده است.

از کتاب مبانی عرفان عملی - زناشوئی و ازدواج ص 120

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

@khanjanyaudiobooks
https://t.me/ezdevajvaeshgh/2228

۱۴۰۰ اسفند ۲, دوشنبه

فلسفه ازدواج موقت

 فلسفه ازدواج موقت

شايد هيچيك از احكام شرع اسلامی تا اينقدر مستمسك تبليغات دشمنان اسلام نبوده كه مسئلۀ متعه يا ازدواج موقت بوده است و نيز مسئلۀ تعدّد همسر برای مردان. و بنظر ميرسد كسی نيست كه از آنان بپرسد كه مسئله دوستی های بين جنس مخالف در فرهنگ غرب كه از اصول نهادينه شدۀ اين تمدن است پس معنايش چيست و فرقش چيست. 

معنايش همانست ولی فرقش در حقّ بچه كشی در رحم است و رها كردن كودكان در خيابان و نيز رها كردن زن هر گاه كه دوست دختر لوندتری از راه رسيد. در واقع فرق اين واقعه در حق و حقوق زن و فرزند است. يعنی آنچه كه دشمنان اسلام را برعليه اين نوع ازدواج به جنون انداخته دفاع اسلام از حقوق زن و فرزند است. پس واضح است كه داعيان اصلی و پس پردۀ اين عداوت مردان بولهوس و بيرحم هستند كه اين زمزمه را به زنان احمق تلقين می كنند كه: «واويلا كه حق شما در اسلام ضايع می شود!» زيرا كودك نيز حق زن است زيرا مادريّت يك حق فطری و واجب برای زن است. 

پس در فلسفۀ دوستی های غير متعهّد تماماً حقّ زن است كه نابود می شود كه مهمتر از همۀ اين حقوق ، همانا حق شرافت وعصمت وعزت اوست كه از بين می رود و از او يك كالای محض جنسی می سازد ، يك روسپی محترم! و احترامش از جانب مردان وحشی، از بابت مجانی بودن آن است. و نام اين روسپی گری مجانی هم بسيار مقّدس است: آزادی! 

زن تحت همين عنوان بود كه به اسارت ابدی بند تنبان مرد افتاد. ازدواج موقت بهرحال، خواه ناخواه يكی از محصولات اين تمدن مدرن است. اگر در عصر قديم فقط در مواردی بعنوان تنها راه حل بكار گرفته می شد امروزه تنها راه ادامۀ بقاست. بسيار جای تأسف است كه كشور ما نيز تحت تأثير تبليغات حقوق بشری بالاخره نتوانست ازدواج موقت را رسميّت بخشد و تبديل به نهادی اجتماعی و مشروع سازد و لذا همين امر يكی از علل رشد فحشاء و فساد شده است و بصورت امری قاچاق عمل می شود و بدينگونه غرب توانست اين شقاوت را به ما هم تحميل كند و ما هم پذيرفتيم تا مبادا كه نام ما در جرگۀ غير متمدنها و وحشی ها به ثبت برسد و برعليه ما قطعنامه صادر شود. 

يعنی اين تهاجم فرهنگی را پذيرفتيم و در حال نهادينه كردنش هستيم تا از قافلۀ تمدن غرب عقب نباشيم. تجربه نشان می دهد كه اكثريت قريب به اتفاق ازدواجهای موقت، تبديل به ازدواج دائم می شود بشرطی كه قاچاق محسوب نگردد و رسميت حقوقی وعرفی داشته باشد. فرق باطنی متعه از دوستی های فاسقانه، در نام خدا و حضور او بعنوان شاهد است. حذف اين نام موجب تباهی وغايت تيره بختی بشر و مخصوصاً زن گرديده است: ازدواج خدائی وغير خدائی.

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم – خودشناسی شرعی-تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

@khanjanyaudiobooks
https://t.me/ezdevajvaeshgh/2228

۱۴۰۰ اسفند ۱, یکشنبه

یکبار دگر علی ع (1)

 بسم الّه الرحمن الرحیم

یکبار دگر علی ع (1)

امروزه در عصر غوغای نیهیلیزم و اصالت هیچی و پوچی٬ اگر کسی بخواهد خود را از اين طوفان ظلمانی و برهوت شیطانی آخرالزمان برهاند و از نابودی معنا و هویت انسانی نجات دهد جز علی(ع) هیچ مرجع و نور دیگری در این ظلمات نمی یابد که حدود چهارده قرن پیش از مسائل انسان امروز سخن گفته است: ای مردم از جهان جز سم و زهرآبی نمانده است پس بی درنگ کوله بار بربندید و بسوی خداوند عالم بگریزید که می ترسم حتی مکثی شما را هلاک سازد!
من خود که اين نیهیلیزم را قبل از فرارسیدن و آشکار شدنش تا اعماق هزارتوی جانم درک و تجربه کرده و در همه ارکان این تمدن مدرن نیز نشان داده ام٬ دست آخر جز امیرالمومنین علی(ع) مرجع و نجاتی نیافتم. و همو بود که دست مرا گرفت و در آفاق و انفس مرا سیر داد و از طوفانهای نیهیلیزم قيامت آخرالزمان بیرون کشید و تحویل امام زمان داد.
علی نوریست که هر جستجوگری که حقیقتی را طلب کند نورش را در خودش می یابد تا بواسطه اين نور سالک وادی حقیقت شود و سالک تا مدتها نمی داند که این نور چیست که او را از درون هدایت می کند تا اينکه شبی دیدارش می کندو آنگاه می فهمد اين نور فهم جانش همان علی است.
علی را از یکایک کلامش می توان شناخت زیرا مطلق است. دینش٬ عقلش٬ علمش٬ روحش٬ کلامش٬ هدایتش و هویتش! اینست که در عصر حاکمیت نیهیلیزم که غایت نسبی گرائیهای عرفی و شرعی و اخلاقی و فلسفی است فقط به نور علی می توان نجات یافت چون مطلق است.
علی عقل محض است. دین محض است. عشق محض است. توحید محض است و انسان محض است و اینست که رسول خاتم او را مظهر سوره توحید نامیده است که سوره ای محض و مطلق است که همه زنجیرهای علیت را نابود می کند. 
محض و مطلق و احد و صمد و بی تا و بی علت و بی تاریخ بودن آن درسی است که امروزه انسان آخرالزمان می تواند از نور علی بیابد و بدینگونه روح خود را از ظلمات نیهیلیزم دوران برهاند.
در قیامت آخرالزمان اگر میخواهی باشی٬ محض و مطلق باش یعنی علی وار باش وگرنه محکوم به نابودی! در آخرالزمان فقط علی واران دل و جان و روح و عقل و ایمان سالم بدر می برند و مابقی هلاکند.
سلطان عارفان و صوفیان هزاره اخیر جهان ابن عربی در اواخر عمرش پس از آنهمه ادعاهای شگرف اقرار می کند که اگر به خطبه بیان امام علی دست نمی یافت شقی و گمراه از دنیا می رفت.
علی مسلمان نیست نور اسلام است. علی کامل نیست نور کمال است. علی انسان نیست نور انسانیت است. علی خدا نیست نور کلمة الله است: ال لا! ال لا در معنای ساده کلامی جز محض و مطلق نیست: بود نبود! نور احدیت!
هر که علی را بیابد هرگز گم نمی شود. هر که حتی کلمه ای از علی را بیاموزد به نور حکمت می رسد.. هر که علی را دوست بدارد محبوب خدا می شود.
علی در مسجد مقتول است در خانقاه مصلوب است و در میان شیعیانش غریب و مهجور و مظلوم است. علی تک و تنهاست تا ابد!
علی در هر عصری حضور دارد و از وجود یکی از مریدان و عشاقش سخن می گوید و اين وعده خود اوست در خطبه بیان که می فرماید: من به نورم از وجود هر کسی در هر زمانی که بخواهم تجلی می کنم و هر که منکر اين امر باشد مرتد بر من است و مرتد بر من مرتد بر خداست. 

 تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks