۱۴۰۰ اسفند ۲, دوشنبه

فلسفه ازدواج موقت

 فلسفه ازدواج موقت

شايد هيچيك از احكام شرع اسلامی تا اينقدر مستمسك تبليغات دشمنان اسلام نبوده كه مسئلۀ متعه يا ازدواج موقت بوده است و نيز مسئلۀ تعدّد همسر برای مردان. و بنظر ميرسد كسی نيست كه از آنان بپرسد كه مسئله دوستی های بين جنس مخالف در فرهنگ غرب كه از اصول نهادينه شدۀ اين تمدن است پس معنايش چيست و فرقش چيست. 

معنايش همانست ولی فرقش در حقّ بچه كشی در رحم است و رها كردن كودكان در خيابان و نيز رها كردن زن هر گاه كه دوست دختر لوندتری از راه رسيد. در واقع فرق اين واقعه در حق و حقوق زن و فرزند است. يعنی آنچه كه دشمنان اسلام را برعليه اين نوع ازدواج به جنون انداخته دفاع اسلام از حقوق زن و فرزند است. پس واضح است كه داعيان اصلی و پس پردۀ اين عداوت مردان بولهوس و بيرحم هستند كه اين زمزمه را به زنان احمق تلقين می كنند كه: «واويلا كه حق شما در اسلام ضايع می شود!» زيرا كودك نيز حق زن است زيرا مادريّت يك حق فطری و واجب برای زن است. 

پس در فلسفۀ دوستی های غير متعهّد تماماً حقّ زن است كه نابود می شود كه مهمتر از همۀ اين حقوق ، همانا حق شرافت وعصمت وعزت اوست كه از بين می رود و از او يك كالای محض جنسی می سازد ، يك روسپی محترم! و احترامش از جانب مردان وحشی، از بابت مجانی بودن آن است. و نام اين روسپی گری مجانی هم بسيار مقّدس است: آزادی! 

زن تحت همين عنوان بود كه به اسارت ابدی بند تنبان مرد افتاد. ازدواج موقت بهرحال، خواه ناخواه يكی از محصولات اين تمدن مدرن است. اگر در عصر قديم فقط در مواردی بعنوان تنها راه حل بكار گرفته می شد امروزه تنها راه ادامۀ بقاست. بسيار جای تأسف است كه كشور ما نيز تحت تأثير تبليغات حقوق بشری بالاخره نتوانست ازدواج موقت را رسميّت بخشد و تبديل به نهادی اجتماعی و مشروع سازد و لذا همين امر يكی از علل رشد فحشاء و فساد شده است و بصورت امری قاچاق عمل می شود و بدينگونه غرب توانست اين شقاوت را به ما هم تحميل كند و ما هم پذيرفتيم تا مبادا كه نام ما در جرگۀ غير متمدنها و وحشی ها به ثبت برسد و برعليه ما قطعنامه صادر شود. 

يعنی اين تهاجم فرهنگی را پذيرفتيم و در حال نهادينه كردنش هستيم تا از قافلۀ تمدن غرب عقب نباشيم. تجربه نشان می دهد كه اكثريت قريب به اتفاق ازدواجهای موقت، تبديل به ازدواج دائم می شود بشرطی كه قاچاق محسوب نگردد و رسميت حقوقی وعرفی داشته باشد. فرق باطنی متعه از دوستی های فاسقانه، در نام خدا و حضور او بعنوان شاهد است. حذف اين نام موجب تباهی وغايت تيره بختی بشر و مخصوصاً زن گرديده است: ازدواج خدائی وغير خدائی.

کتاب دائرةالمعارف عرفانی جلد دوم – خودشناسی شرعی-تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

@khanjanyaudiobooks
https://t.me/ezdevajvaeshgh/2228

۱۴۰۰ اسفند ۱, یکشنبه

یکبار دگر علی ع (1)

 بسم الّه الرحمن الرحیم

یکبار دگر علی ع (1)

امروزه در عصر غوغای نیهیلیزم و اصالت هیچی و پوچی٬ اگر کسی بخواهد خود را از اين طوفان ظلمانی و برهوت شیطانی آخرالزمان برهاند و از نابودی معنا و هویت انسانی نجات دهد جز علی(ع) هیچ مرجع و نور دیگری در این ظلمات نمی یابد که حدود چهارده قرن پیش از مسائل انسان امروز سخن گفته است: ای مردم از جهان جز سم و زهرآبی نمانده است پس بی درنگ کوله بار بربندید و بسوی خداوند عالم بگریزید که می ترسم حتی مکثی شما را هلاک سازد!
من خود که اين نیهیلیزم را قبل از فرارسیدن و آشکار شدنش تا اعماق هزارتوی جانم درک و تجربه کرده و در همه ارکان این تمدن مدرن نیز نشان داده ام٬ دست آخر جز امیرالمومنین علی(ع) مرجع و نجاتی نیافتم. و همو بود که دست مرا گرفت و در آفاق و انفس مرا سیر داد و از طوفانهای نیهیلیزم قيامت آخرالزمان بیرون کشید و تحویل امام زمان داد.
علی نوریست که هر جستجوگری که حقیقتی را طلب کند نورش را در خودش می یابد تا بواسطه اين نور سالک وادی حقیقت شود و سالک تا مدتها نمی داند که این نور چیست که او را از درون هدایت می کند تا اينکه شبی دیدارش می کندو آنگاه می فهمد اين نور فهم جانش همان علی است.
علی را از یکایک کلامش می توان شناخت زیرا مطلق است. دینش٬ عقلش٬ علمش٬ روحش٬ کلامش٬ هدایتش و هویتش! اینست که در عصر حاکمیت نیهیلیزم که غایت نسبی گرائیهای عرفی و شرعی و اخلاقی و فلسفی است فقط به نور علی می توان نجات یافت چون مطلق است.
علی عقل محض است. دین محض است. عشق محض است. توحید محض است و انسان محض است و اینست که رسول خاتم او را مظهر سوره توحید نامیده است که سوره ای محض و مطلق است که همه زنجیرهای علیت را نابود می کند. 
محض و مطلق و احد و صمد و بی تا و بی علت و بی تاریخ بودن آن درسی است که امروزه انسان آخرالزمان می تواند از نور علی بیابد و بدینگونه روح خود را از ظلمات نیهیلیزم دوران برهاند.
در قیامت آخرالزمان اگر میخواهی باشی٬ محض و مطلق باش یعنی علی وار باش وگرنه محکوم به نابودی! در آخرالزمان فقط علی واران دل و جان و روح و عقل و ایمان سالم بدر می برند و مابقی هلاکند.
سلطان عارفان و صوفیان هزاره اخیر جهان ابن عربی در اواخر عمرش پس از آنهمه ادعاهای شگرف اقرار می کند که اگر به خطبه بیان امام علی دست نمی یافت شقی و گمراه از دنیا می رفت.
علی مسلمان نیست نور اسلام است. علی کامل نیست نور کمال است. علی انسان نیست نور انسانیت است. علی خدا نیست نور کلمة الله است: ال لا! ال لا در معنای ساده کلامی جز محض و مطلق نیست: بود نبود! نور احدیت!
هر که علی را بیابد هرگز گم نمی شود. هر که حتی کلمه ای از علی را بیاموزد به نور حکمت می رسد.. هر که علی را دوست بدارد محبوب خدا می شود.
علی در مسجد مقتول است در خانقاه مصلوب است و در میان شیعیانش غریب و مهجور و مظلوم است. علی تک و تنهاست تا ابد!
علی در هر عصری حضور دارد و از وجود یکی از مریدان و عشاقش سخن می گوید و اين وعده خود اوست در خطبه بیان که می فرماید: من به نورم از وجود هر کسی در هر زمانی که بخواهم تجلی می کنم و هر که منکر اين امر باشد مرتد بر من است و مرتد بر من مرتد بر خداست. 

 تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ بهمن ۲۸, پنجشنبه

* ای فرزند آدم و حوا !   به گونه ای ...

 * ای فرزند آدم و حوا !  

به گونه ای زندگی میکنی که گویا نخواھی مرد زیرا اگر مرگ را باور کرده بودی ھرگز ناراحت نمی شدی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای سخن می گوئی که گویا ھمه چیز را میدانی زیرا اگر ھمه چیز را میدانستی خاموش می شدی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای غذا می خوری که گویا در حلال بودنش تردیدی نداری اگر تردیدی می داشتی شکمت را سیر نمی کردی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای دروغ می گوئی که گویا راستی وجود ندارد و تو تنها راستگوی عالمی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای دیگران را سرزنش می کنی که گویا خود قدیسی کامل وعلامه مطلقی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای می خندی که گویا عذابهائی که می کشی جملگی برحق است.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای تھمت میزنی که گویا خود از آن اتهام مبرائی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای نماز می خوانی که گویا مخاطب تو از تو احمق تراست.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای مردم را می فریبی که گویا فقط توئی که فریب را کشف نموده ای.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای مردم را موعظه می کنی که گویا کسی تو را نمی شناسد.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای خود را فریب می دھی که گویا نابغه ای منحصر بفرد ھستی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای خود را مظلوم نشان میدھی که گویا خودت نیز باور میکنی.
١٢٣* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای خیانت می کنی که گویا ایثار میکنی و مستوجب سپاسی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای بازی می کنی که گویا فقط برای بازی کردن آفریده شده ای.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای از خدا سخن می گوئی که گویا او را از خودت ھم بهتر می شناسی.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای خود را به تجاھل می زنی که گویا دلقکی بسیار جدی و بزرگواری. 
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای فیلمی را تماشا می کنی که گویا واقعیت ھا مخلوق آن فیلم ھستند.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای به دیگران می نگری که گویا ھمه از حق تو حیات و ھستی یافته اند.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای برگناھان خود فخر می کنی که گویا تو نخستین کسی ھستی که این شهامت را یافته ای.
* ای فرزند آدم و حوا !
به گونه ای خود را می فروشی و تباه می کنی که شیطان بتو جایزه میدھد : جایزه نوبل و اسکار و.....

کتاب جانشین خدا تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ بهمن ۲۶, سه‌شنبه

همذات پنداری و تقلید (1)

 بسم الّه الرحمن الرحیم

همذات پنداری و تقلید

در باب همذات پنداری در مجموعه آنارمان مطالبی پراکنده و گسترده تألیف کرده ایم و با اینحال شاهدیم که هنوز هم بسیاری از خوانندگان مجموعه آثارمان بسرعت و شدت و بطرزی بیمارگونه و خطرناکی دچار اين مرض و مالیخولیا می شوند و هنوز وارد نشده واژگون می گردند. همذات پنداری نام دیگری بر تنفیس است. تنفیس٬ حقیقت قرآنی و عرفانی مرض همذات پنداری است که بمعنای وارونه سازی حقیقت است. معمولاً کسی که یک داستان یا رمان مهیجی را میخواند با قهرمان ان دچار احساس همذات پنداری شده و گاه در همه عمر در اين مالیخولیا باقی می ماند و قهرمان آن رمان او را دچار توهم عظیمی نموده و امور زندگیش را تماما بر او مشتبه می سازد و اين عذاب کفر و انکار و بی تقوائی است. اين نوع همذات پنداری مصداق آشکار واژگونسالاری و مالیخولیا است. آدم ترسو و بسیار محافظه کاری که خودش را همچون قهرمان داستان٬ رستم دستان می پندارد. برخی از خوانندگان آثار ما نیز خودشان را با ما عوضی می گیرند که این واقعه را می توان در صفحات مجازی آنها به وضوح تماشا کرد.

این همذات پنداری نوعی از پدیده دن کیشوتیسم است. و دن کیشوت قهرمان یک رمان اروپایی است. یک انسان عقب مانده ذهنی و متوهم که در ابتدایی ترین نیازهای زندگی فردی خود درمانده بود احساس کرد که بایستی جامعه بشری را از اسارت غولها و دیوها برهاند. این توهم در مرحله پیشرفته تری موجب شد که دن کیشوت همه آدمها و گاه چهارپایان و ساختمانهای اطراف خود را غول و دیو و اشباع و شیاطین ببیند. نهایتاً همسر و دوستان خود را هم دیو می دید. دن کیشوت نهایتاً سر از دیوانه خانه درآورد.

دن کیشوت نیز در همه عمرش مشفول مطالعه کتابهای حماسی و اساطیری بود که بالاخره به این مالیخولیا رسید. امروزه تا دلتان بخواهد در جامعه شاهد چنین دن کیشوتهای عصر IT و سینما هستیم که عده ای بچه ننه های پرمدعای درمانده و جاهل هستند و کوس انالحق می زنند و تا دیوانه خانه فاصله ای ندارند.

و اما چگونه است که در مطالعه آثار ما چنین مالیخولیانی رخ می دهد؟ ادبیات و منطق عرفانی و صمیمی آثار ما و نگاه از درون و نگرستین به دیگران از جایگاه نفسانی خودشان برخی را دچار اين امر مشتبه می سازد.

اخیراً فردی با مطالعه کتاب "تمدن بچه ننه" به این نتيجه رسیده بود که نویسنده آن هم خودش بچه ننه است که اینقدر دقیق و صمیمانه خلق و خوی بچه ننه ها را توضیح داده است: "من هم با شما احساس همدردی می کنم و خودم هم یک بچه ننه هستم!!" این نوع فهم و قضاوت وارونه زمینه پیدایش همذات پنداری است. چنین فردی سعی می کند که بسیاری از حوادث و مکاشفات متافیزیکی زندگی ما را هم در ذهن خودش بازآفرینی کرده و امر را بر خود می سازد و بزودی به این باور می رسد که همه اين وقایع متافیزیکی برای خود او هم رخ نموده است. هم اکنون می توانید در فضای مجازی تعدادی از این مالیخولیانیان را پیدا کنید که به یاری شیطان امر را بر خود مشتبه کرده اند که خدا آخر عاقبت آنها را به خیر گرداند.

ما در مجموعه آثارمان از جایگاه وجودی و وجدان و نفس ناطقه افراد و گروهها و اقشار گوناگون سخن نموده ایم حتی بر جای زنان سخن نموده ایم و لذا بسیاری از زنان بما می نویسند که: شما احساسات و مسائل زنانه را از خود ما هم بهتر درک و بیان می کنید!!

یکی از اين زنها بما نوشته بود که: شما تنها مردی هستید که باور دارید که زن برتر از مرد است!!  

 تألیف استاد علی اکبر خانجانی

==========

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ بهمن ۲۵, دوشنبه

بیعلی

 بیعلی

نیست عشقی در دو عالم بی علی

نیست علمی بهر آدم بی علی 


بی علی سمتی نباشد در جهان

بی علی سوئی ندارد راه جان


علتی در خود نیابی بی علی 

در عبث غرق سرابی بی علی


بی علی آدم بود دریوزه ای

بی علی آبی ندارد کوزه ای


جمله هستی دوزخ آید بی علی

جنت جان برزخ آید بی علی


بی علی بیمار و بی یار آمدی

بی علی گمگشته اسرار آمدی 


عاشقی صادق نیاید بی علی

عاقلی بالغ نیاید بی علی


بیعلی هیچ مست اندر هست نیست

بیعلی را در جهان هیچ دست نیست

استاد علی اکبر خانجانی

 ======================

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ بهمن ۲۴, یکشنبه

۲٩ -باب ریاست و سلطه  

 ۲٩ -باب ریاست و سلطه  

  
ریاست و سروری و سلطه بر دیگران و بلکه کل جهان ، حق ذاتی وجود است و انسان به میزان وجود پذیری و هستی مندی اش دارای این اقتدار است. وجود پذیری همان خدا پذیری و تسلیم و رضا در قبال اراده اوست . زیرا سروری و سلطه از آن خداست و انسان هم جانشین او در جهان است .  
  
سروری و سلطه یا به جبر است و یا به اختیار . سلطه جبری ھمان سلطه مادی و میراست و آدمی به میزانی که جبار است مجبور هم هست و لذا سلطه ای حقیقی ندارد . و فقط نمایشی کاذب از سلطه است . و آنکه سلطه خدا را به اختیار بر خویش بپذیرد جهان و جهانیان هم به اختیار ، سلطه اش را می پذیرند .  
  
جهان هستی سلسله مراتب سلطه وجود است به قدر وجود . و آنکه قدر وجود را یافت قدار وجود و وجود بخش است .پس سلطه وجود همان وجود بخشی آنست به عدم . همه جدالها و جنگها بر سر تصاحب ریاست و سلطه بیشتر است در قلمرو خانواده ، جامعه و حکومت و کل جهان . از نبرد زناشویی تا نبرد بین ابرقدرتها .  
  
و این بی وجودان بر سر تصاحب وجود دیگران در نبردند تا بدین طریق صاحب وجود شوند و نام این وجود دزدی و ظلم آشکار را عشق نهاده اند مثل عشق زن و شوهر به یکدیگر یا عشق آدمخواری والدین نسبت به فرزندان تا عشق دولتمردان در بلعیدن مردمان و ... و شاھدیم که هرچه که در این وجود خواری موفق ترند قحطی زده تر و نابوده تر و لذا دیوانه ترند مثل هیتلر !  
  
هرگز نمی توان در وجود دیگران احساس وجود کرد . اینست مسئله ! به خود آی تا سلطان جهان باشی بی خونریزی !

 از کتاب اخلاق عرفانی اثر استاد علی اکبر خانجانی

 ======================

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks

۱۴۰۰ بهمن ۲۳, شنبه

کامپیوتر در عرصه تعلیم و تربیت

 کامپیوتر در عرصه تعلیم و تربیت

امروزه بچه های ما پای تلویزیون و کامپیوتر و اسباب بازیهای الکترونیکی از همان آغاز مجال تکامل و رشد عقل را نمی یابند و تبدیل به غول بچه هایی آدمخوار می شوند و آیه عذاب والدین خود هستند و خود ویروس تباهی و فساد و جنون و جنایت آینده بشرند.
در هر خانه ای که کامپیوتری در دست بچه ها است ذره ای ادب و اراده و نزاکت و وظیفه و تعهد و اخلاق نیست و این یک واقعیت همه جائی است. کامپیوتر در عرصه تعلیم و تربیت یک کانون فساد و شیطنت است. آیا چنین نیست؟

از کتاب مدینه فاضله اسلامی تألیف استاد علی اکبر خانجانی ص 24
 
======================

همه کتابها و مقالات خودشناسی و عرفان در تلگرام

https://t.me/khodshenasi4

کتابخانه صوتی : https://t.me/khanjanyaudiobooks