۱۳۹۶ مرداد ۱۶, دوشنبه

فرق تحقیر و انتقاد


فرق تحقیر و انتقاد
در سالھای اخیر از بس که از خود تعریف و ستایش کرده ایم در حال خفه شدن ھستیم. بسیاری از ما
ھنوز ھم درعصر ادعای فکر و روشنفکری و تجزیه وتحلیل و فلسفه و علوم انسانی، تفاوت تحقیر و
توھین و عداوت را از انتقاد و نصیحت و محبت درک نمی کنیم و لذا این امر یکی از بزرگترین نقایص
فرھنگی ماست که امکان اندیشه خلاق و اصلاحات فرھنگی و توسعه دینی و اخلاقی را محال میسازد
و یک خود – سانسوری و بی تفاوتی را بر کل جامعه فرھنگی ما تحمیل نموده است و خود از علل افول
مطالعه و تحقیق و تفکر در کشور ماست که به بحران ھویت انجامیده است و لذا مخصوصاً جوانان ما در
اوج آزادی ھم احساس اسارت و خفقان می کنند.
نشان دادن حقارتھا و جھالت ھا و بدبختی ھا ھرگز نمی تواند به نیت بخل و عداوت و نابودی باشد . زیرا
دشمن ھرگز قدرت درک و بیان حقایق و عیوب آدمی را ندارد و فقط تھمت می زند و عربده و فحاشی
نموده و محکوم به نابودی می سازد . آنکه می تواند درد و مرض کسی را درک کند ذاتاً دوست و دلسوز
است . نشان دادن حقارت متفاوت از تحقیر نمودن است. بیائیم درست مثل طبابت، تشخیص امراض
فرھنگی را ھم وارد فرھنگ خود سازیم . کسی که میل به اصلاح و نجات خود ندارد انتقاد را تحقیر و
عداوت می پندارد .علی(ع) سلطان عشق می فرماید:« دوست حقیقی تو کسی است که عیوب تو را به
تو ھدیه می کند و دشمن حقیقی تو کسی است که عیوب تو را از تو پنھان می نماید و فقط چاپلوسی و
تحسین می کند». بیائیم اندکی ھم علوی بیندیشیم نه اینکه فقط به یاد امامان مان بر سر و سینه خود
بکوبیم.
آیا اگر پزشکی بیماری سرطان را در بیمارش تشخیص دھد او را تحقیر و عداوت کرده است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 121

۱۳۹۶ مرداد ۱۵, یکشنبه

زناشوئی مالیخولیائی ( آخرالزمان زناشوئی)


 
زناشوئی مالیخولیائی
( آخرالزمان زناشوئی)

آخرالزمان ھویت مردانه ھمانا به آخر رسیدن مرد با مردانگی خویش است ھمانطور که آخرالزمان ھویت
زنانه ھم به پایان رسیدن زن با زنانگی خویش است .
به بیان دیگر این ھمان به پایان رسیدن ھویت مادری زن و ھویت پدری مرد است. و این بمعنای به پایان
رسیدن غیرت در مرد و عصمت در زن است و یا به پایان رسیدن اراده و مسئولیت مردانه در مرد است و به
پایان رسیدن محبت و وظایف زنانه در زن است. و این به پایان رسیدن عمر تاریخی خانواده است. در چنین
وضعی یک خانواده ایده آل و پابرجا در صورتی ممکن می آید که زن یا مرد لااقل یک نفر در خانه نباشد و
بچه ھا نیز غرق در تلویزیون و کلاسھای به اصطلاح ھنری و شبه تقویتی در بیرون باشند. مرد روابط
خودش را دارد و زن ھم روابط خود را و بچه ھا نیز. و ھنگامی می توان فاجعه را شاھد بود که ھمه
اعضای خانواده در خانه باشند وھیچ میھمانی ھم بعنوان سپر بلا و مخفی گاه در کار نباشد و تلویزیون
ھم برنامه جذابی نداشته باشد. و اما نام و عنوان این زندگی بدینگونه تقدیس میشود: عشق، آزادی،
استقلال، ایثار و ...... این مکتب« ھر که برای خودش » می باشد.
و آنچه که بناگاه این ثبات مصنوعی را بر ھم می زند فرزند است که بناگاه مبتلا به جنون و یا فساد و
رسوائی می شود. که البته نام این جنون، نبوغ است و نام این فساد ھم حقوق بشر !

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 118

۱۳۹۶ مرداد ۱۴, شنبه

عشق یعنی چه؟


عشق یعنی چه؟
عشق طبق تعریف که در قلمرو عمل فقط با ایثارمعین می شود چیزی جز عشق خوبی به بدی نیست .
که ازلیت این عشق منجر به خلقت عالم و آدم شد که عشق وجود به عدم بوده است.
عشق خوبی به خوبی ، دیگر عشق نیست بلکه عدالت و انصاف و تجارت است . و بقول حضرت
مسیح(ع) ، دوست داشتن دشمنان، محبت است و دوست داشتن دوستان را ھنری نیست .
عشق آدم خوب به بدھا، عشق عارف به جاھل، عشق قوی به ضعیف و .... عشق واقعی است و گوھره
الھی است و دارای ذات خلاقه می باشد و موتور محرکه تکامل محسوب می شود. عشق یعنی نیک
بینی بدترین آدمھا. یک عاشق اگر بر این حقیقت نھان آگاه نباشد نھایتاً از عشق خود توبه می کند و از
معشوق انتقام می ستاند. عشق غریزی مرد به زن ھم اگر دارای این خود آگاھی نباشد عاقبتی فجیع
دارد.
بزرگترین قدرت خلاقه عشق اینست که تحت الشعاع نور عشق، بدھا، خوب دیده می شوند و زشت ھا
ھم زیبا می گردند و بدینگونه است که انسان و جھان در مقابل نگاه عاشق بسوی کمال میرود. معشوق
نیز تحت چنین نگاھی است که به غیرت می آید و به سمت خوبی و زیبائی حرکت می کند. آرایش و
خودآرائی صوری زن در مقابل نگاه عاشقش کمترین نوع این حرکت است. آدم بدی که فقط یکبار خوب
دیده شد باور می کند که می تواند خوب باشد و این کمترین معجزه عشق است که نیکوکاری را احیاء
می کند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 109

۱۳۹۶ مرداد ۱۳, جمعه

« پاستور » پیامبر حیات زدائی از زندگی



« پاستور » پیامبر حیات زدائی از زندگی

پاستور پدر بھداشت مدرن و بنیانگزار جنون استریل کردن جھان بجای اینکه میکروبھا را نابود کند زندگی را
نابود کرد تا میکروبھا ھم ھمراه زندگی نابود شوند . و امروزه کل جھان طبیعت شبانه روز در حال
سمپاشی و استریل شدن و واکسینه گشتن است تا ھیچ میکروبی باقی نماند تا موجب بیماری انسان
شود . غافل از اینکه با تحلیل دادن قوۀ حیات ، میکروبھا تغییر ماھیت داده و با جھش ژنتیکی قدرتمند تر
گشتند و این فقط قوۀ حیات بود که تحلیل رفت و امپراطوری میکروبھا را ممکن ساخت و بر انسان مسلط
کرد . امروزه کل بھداشت و درمان مدرن کاری جز مسموم ساختن حیات بر روی زمین ندارد و این شیطان
نبرد با زندگی مبدّل به اساس پزشکی مدرن شده است و داروسازی مدرن کاری جز تولد سموم مھلکتر
ندارد و این جنگ با حیات است به قصد ادامه حیاتی مرگبار و مسموم با مرگ تدریجی . انسانھا از کودکی
با جنون واکسینه کردن مھد کشت میکروبھا شده و میوه جات از بدو شکوفائی با انواع سموم مھلک
آبیاری می شوند . نبرد با باکتریھا اصل اول دانش پزشکی گردیده است درحالیکه باکتریھا عناصر اوّلیه
پیدایش حیات بر روی زمین ھستند . این جنگ با زندگی نامش علم پزشکی است . امروزه با انواع مواد
شیمیایی و از طریق سوزاندن و منجمد نمودن غذاھا سعی در نابودی میکروبھا دارند در حالیکه میکروبھا
در حال دگردیسی ھستند و فقط زندگی در حال انقراض می باشد و بشر مدرن سموم را بجای غذا
مصرف می کند . و این غذای اھل دوزخ است که بقول قرآن سموم و چرک و خون و فسادند که بعنوان غذا
و دوا استفاده می شوند .

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 206

۱۳۹۶ مرداد ۱۲, پنجشنبه

چگونه کسی به امامت میرسد !


چگونه کسی به امامت میرسد !

کسی که نمی تواند دروغ بگوید .
کسی که نمی تواند دوست نداشته باشد .
کسی که نمی تواند کینه ورزد .
کسی که ھمواره پا بر دل خود می نھد.
کسی که ھرگز به پول نمی اندیشد .
کسی که ھرگز از کسی نمی ھراسد .
کسی که ھمواره بین خود و دیگری ، دیگری را ترجیح می دھد .
کسی که در ھر دعوائی خودش را محکوم می کند.
کسی که جز خود علّتی برای سرنوشت خود نمی یابد .
کسی که برای خودش چیزی نمی خواھد.
کسی که خود را مسئول ھمه بدبختی ھای دیگران می داند .
کسی که با منّت کشیدن خدمت می کند.
کسی که بواسطه محبّت خود تک و تنھا می شود زیرا کسی را یاری تحمل محبّت او نیست .
کسی که قبل از مرگش با شوق کامل برای مردن آماده است و جز قبر خانه ای ندارد و بدنش قبر
اوست و غار اوست و راز غیبت اوست .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 192

۱۳۹۶ مرداد ۱۱, چهارشنبه

هفت طبقه انسانیت


هفت طبقه انسانیت
آدمی جز دل خویشتن نیست و ھمه حالات و اعمال و مقامات بشری برخاسته از دل اوست و درجات دل.
و دل آدمی ھفت وادی یا طبقه و بطن دارد که بواسطه معرفت نفس قابل کشف و فتح است. و کل عالم
ھستی نمایش ھفت طبقه دل انسان است : جھان مادون جمادی، جھان جمادی، جھان نباتی، جھان
حیوانی ، جھان شیطانی، جھان ملکوت و جھان الھی. و لذا ھفت درجه از دل و انسان وجود دارد : انسان
مادون جمادی، انسان جمادی، انسان نباتی، انسان حیوانی، انسان شیطانی ، انسان ملکوتی و انسان
الھی . ھمه این مقامات در آن واحد در ھر بشری حضور دارد ولی ھر بشری در آن واحد و درھر مرحله از
زندگی و تکامل خود مقیم در یکی از این مقامات وجود است . انسانھائی که دلشان از سنگ ھم سخت
تر است . انسانھائی که چون سنگ ھستند . انسانھائی که چون گیاھانند. انسانھائی که حیوان صفت
ھستند. انسانھائی که در جھان شیاطین زندگی می کنند و در تسخیر شیاطین ھستند . انسانھای
ملکوتی و انسان الھی که ھمنشین با خداست . و انسانی که ھمنشین با خداست و خلیفه خداست
سائر جھانھا را زیر پای خود و تحت سلطه و نظر خود دارد و این عرش دل است. ھمه این نوع و درجات
انسانی در قرآن مذکور است. البته ھر یک از این مقامات در بطن خود دارای درجات فرعی است و
ھمچنین مراحل انتقالی از مقامی به مقامی دگر وجود دارد. در بطن ھر یک از این طبقات می توان به
یاری معرفت و جھاد دینی رشد و نمو نمود ولی برای جھش از طبقه ای به طبقه ای دگر جز به یاری یک
پیر طریقت ممکن نیست. بدینگونه مراتب معرفت نفس و معراج نفسانی مترادف با مراتب جھان بینی و
جھان شناسی است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد دوم ص 238

۱۳۹۶ مرداد ۱۰, سه‌شنبه

آیا می دانید....


آیا می دانید....

*آیا می دانید که ھیچ چیزی را به یقین نمی دانید؟

****

*آیا می دانید اکثر قریب به اتفاق زنانی که طلاق می گیرند ھرگز از دست شوھرشان کتک نخورده اند؟

****

*آیا می دانید ھمۀ جنایتکاران خود را بیگناه می دانند ؟

****

*آیا می دانید ھمه کسانی که در عذابند در نزد وجدان خود آنرا بر حق می دانند ؟

****

*آیا می دانید که قیامت در حال بر پا شدن است؟

****

*آیا می دانید که ھمۀ انسانھا از خدا راضی ھستند؟



****

*آیا می دانید ھیچ زنی بخاطر فقر به تن فروشی نمی پردازد؟

****

*آیا می دانید که ھمه وسواسی ھا آدمھایی بسیار بی نظافت ھستند؟

****

*ایا میدانید که خداوند در آسمان نیست بلکه بر روی زمین است؟

****

*آیا می دانید که ھیچکس بواسطۀ گرسنگی بیمار نمی شود؟

****

*آیا می دانید که ھیچ پزشکی خودش را مداوا نمی کند؟

****

*آیا میدانید که بدون تلویزیون اکثر زناشوئی ھا از ھم می گسلد؟

****

*آیا می دانید که ماھیت نھائی ھر معنایی کاملاً وارونه است؟

****

*آیا می دانید که عشق حاصل اشدّ ضدیت است؟

****

*آیا می دانید که شما بار دوم است که بدنیا آمده اید؟

****

*آیا می دانید که اگر به پزشک رجوع نکنید بیماری شما بتدریج علاج می شود و ھیچ از عمرتان نمی

کاھد؟

****

*آیا می دانید که روزی خداوند خالق را دیدار خواھید کرد؟

****

*آیا می دانید که روزی شما ھیچ ربطی به کار کردن شما ندارد ؟

****

*آیا می دانید که کفر ھمان زندگی دل بخواھی است؟

****

*آیا می دانید که بیماری تن موجب سلامتی روان است؟

****

آیا می دانید که« واژه » (کلمه ) به معنای وارونگی است؟

****

*آیا می دانید که « سیاست » از ریشه « سیئه » به معنای بدی و شرّ است؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی جلد سوم ص 8