۱۳۹۵ اسفند ۲۱, شنبه

بخل علما و علم بخیل


بخل علما و علم بخیل

حدیثی از رسول اکرم (ص)علم را حجاب اکبر می داند یعنی بزرگترین پردۀ ظلمتی که میتواند در مقابل
بصیرت اھل علم قرار گیرد و او را از مشاھده و تصدیق حقیقت کور سازد. یکی از مشھورترین نمونۀ
تاریخی چنین حجاب اکبری را در ماجرای رابطه مولای رومی با شمس تبریزی شاھدیم که تا مولوی دل و
اندیشه از علوم عاریه ای نکشید آفتاب حقیقت را در وجود شمس ندید . ولذا ھمو در کل مثنوی خود در
یک کلام ھدفی جز نشان دادن این حجاب ندارد .
از جمله نشانه ھای ظلمانی و زشت این حجاب اکبر در عُلما ھمانا بخلی حیرت آور و بس احمقانه است
که در اکثریت آنھا غوغا می کند و گاه آنھا را به غایت ظلم می کشاند و حتی دینی ترین عُلما را به ورطه
کفر می اندازد . بخل و حسد و تکبر ی که در میان عُلما دیده می شود بسیار بندرت در عوام قابل مشاھده
است. این ھمان عاملی است که عُلما را به خدمت حکّام ستمگر می کشاند تا حقیقت را برای مردم
وارونه سازند و از علم خود برای اسارت خلق بھره گیرند. قرآن کریم بخل را از جمله نشانه ھای کفر قرار
داده است . بدینگونه می توان گفت که علومی که در نزد این عُلما وجود دارد علم حقیقی نیست بلکه از
ھمان علمی است که در قران کریم به« علم بغی »معروف است که علم از روی بخل و کفر و سلطه و
ستم است و بازیچه ای است که پیروانش را رسوا و ھلاک می سازد .
علم بغی که دارای ماھیتی حسود و کافر و ستمگر است ھمان علوم عاریه ای و مدرسه ای میباشد که
ریشه ای در جان و دل صاحبش ندارد و لذا بکار اصلاح زندگی خود او نمیآید و جز در بازار فروش خاصیتی
ندارد و خاصیت بازار ھم چیزی جز کفر و بخل و رقابت و سلطه و خود فروشی نیست .
بنابر این باید گفت که علم حقیقتی که علم خدمتگزار و متواضع و شریف و مؤمن و صادق است جز از راه
معرفت نفس حاصل نمی آید .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص153

۱۳۹۵ اسفند ۲۰, جمعه

اعلامیه حقوق بشر عرفانی


اعلامیه حقوق بشر عرفانی

١. ھیچ انسانی با انسان دیگری برابر نیست: نه سیاه با سفید، نه زن با مرد، نه مسیحی با
مسلمان، نه غنی با فقیر، نه کودک با انسان بالغ، نه شرقی با غربی، نه روستائی با شھری، نه
باسواد با بیسواد، نه مؤمن با کافر، نه زشت با زیبا،نه مظلوم با ظالم. بلکه ھر انسانی یک
موجود منحصر به فرد و بی ھمتا و احد و بی نیاز و مظھری از جمال خداوند در عالم خاک است.
ھر کسی ھمان است که می خواھد باشد و ھیچکس به دیگری ظلم نکرده بلکه ھر کسی فقط
بخودش می تواند ظلم کند و بخودش میتواند دروغ بگوید و لاغیر.

٢. ھمه بندگان و پرستندگان خداوند خالق ھستند و خواه ناخواه بسوی او در حال رجعت ھستند
منتھی به دو راه و روش، دوزخی و بھشتی: جبارانه و مختارانه: خردمندانه و جاھلانه: مومنانه و
کافرانه: عاشقانه و فاسقانه.
٣. ھمه بر روی زمین از حقوق واحدی برخوردارند و دارای ارزشی واحدند فقط در نزد خداوند
انسانھای فقیرتر و ضعیفتری که سخاوتمند تر و قانع تر و صلح جوترند،برترند.

۴. ھیچ اعتقادی از اعتقاد دیگر برتر نیست فقط آنانکه صادقترند و منافع دیگران را بر نفع خود ترجیح
می دھند عزیزترند و لذا بر حق ترند در قلوب مردم.

۵. صنعت پرستی راه و روش عذاب و خشم و جنگھاست و طبیعت پرستی راه و روش سلامت و
صلح و مھربانی است.
۶. ھیچ باید و نبایدی بر حق نیست و ھر آنچه که واقع می گردد حق است و باید فھم شود.

٧. ھر حکومتی در جھان برخاسته از نفس اکثریت آن ملت است . پس ھر دولتی لایق ھمان ملت
است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 149

۱۳۹۵ اسفند ۱۹, پنجشنبه

آیا دموکراسی ممکن است؟


آیا دموکراسی ممکن است؟

دموکراسی به معنای حاکمیت اکثریت مردم است . حال اگر اکثریت مردم دریک جامعه موٌمن باشند این
دموکراسی دینی می شود و در عیراینصورت دموکراسی کافرانه و یا منافقانه خواھد بود .
و اما طبق معرفت قرآنی و ھمچنین تجربه بشری می دانیم که ھمواره تا قبل از پیدایش جامعه امام زمانی،
اکثریت مردمان ھرجامعه ای کافر و مشرک و منافقند و موٌمنان ھمواره گروھی بسیار اندک و پراکنده اند .
و این سنت خدا درمیان خلق است که دردھھا آیه قرآنی بسیار بارز است که اکثریت مردم را ھمواره
کافر و مشرک و ظالم می داند . پس اگر چنین است پس دموکراسی دینی فعلا مقدور نیست الابواسطه
دیکتاتوری و ایجاد اکراه و ریای در دین که موجب ھزاران فساد و فتنه است و اصل دین را نیز از میان می
برد و مرز حق و باطل را مخدوش می سازد و ھمه مردم را بسوی بدترین کفر یعنی نفاق می کشاند .
شورای سقیفه در صدر اسلام نخستین نماد از یک دموکراسی دینی و اسلامی بود که آنھمه فساد و فتنه
پدید آورد و علی (ع) و موٌمنان زیر بار آن نرفتند .و حتی دموکراسی دینی پنج ساله ای که علی (ع)با اکراه
و تھدید اطرافیان پدید آورد و پیشاپیش فاتحه آن راخواند که « شما تاب تحمل عدالت مرا ندارید. »
نیز سند تاریخی بزرگی برای موٌمنان است که تا زمانیکه اکثریت جامعه موٌمن نیستند بھتراست که موٌمنان
حقیقی از دخالت درحکومت بپرھیزند .
بھرحال ھمواره اکثر مردمان جاھل و کافرند و لذا طبعا طالب جبر و جبارند و فقط به جباران راٌی می دھند .
بنابراین این نوع دموکراسی چیزی جز دیکتاتوری و سلطنت پنھان نیست . این دموکراسی ھا ھمان
امپراطوریھای قدیم است که حتی مسئولیت اعمال خود را ھم به گردن مردم می نھد و از کوچکترین
مسئولیت ھم مبراست .
دموکراسی دینی به معنای واقعی کلمه ھمان جامعه امام زمانی است و لاغیر .
از دموکراسی دینی که بگذریم واقعیت اینست که حتی دموکراسی غیر دینی ھم ممکن نیست .
مثلا درکشور آمریکا که مھد دموکراسی محسوب می شود ھمواره حدود نیمی از مردم ھرگز در انتخابات
شرکت نمی کنند و نیمی از آن نیم دیگر موفق می شوند یک کاندیدا را به ریاست برسانند . یعنی حدود یک
چھارم مردم بر سه چھارم حکم می رانند . واین ھمان دموکراسی ضد دموکراسی است .
از این امر که بگذریم واقعیت دیگر اینست که حکومت مظھر نفس اماره جامعه است که برآن جامعه حکم
میراند و لذا درھمه حال برحق است وعدالت جاریست . آن گروه اندک از موٌمنان ھم کاری به حکومت
ندارند و تحت امر امام و اراده پروردگارند و از بابت حکومتھا ھم ھیچ گزندی به آنان نمی رسد . درست به
ھمین دلیل علی (ع) موٌمنان را از در افتادن با حکومتھای جبار منع کرده است تا زمانیکه اکثریت مردم
موٌمن نیستند و بھر حال با حکومت خود کنار می آیند . علی (ع) برای موٌمنانی که می خواھند علی رغم
میل اکثریت مردم با حکومت بجنگند عذابھای بزرگی پیشگوئی نموده است زیرا این موٌمنان با عدالت حاکم
برآن جامعه می جنگند .
درحقیقت ھمه حکومتھا درطول تاریخ تا به امروز دارای ماھیتی دموکراتیک (مردمی) بوده اند . ھیچ حاکم
عادلی نمی تواند برجامعه ای ظالم حکومت کند ونباید بکند .
حکومتھای دموکراتیک فقط ریاکارتر از سلطنت ھستند .
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 139

۱۳۹۵ اسفند ۱۸, چهارشنبه

ایران سرزمین یاران


ایران سرزمین یاران

ایران و ایرانی از قدیم الایام یاور مظلومان و حامی عدالت و منجی محبّت و صلح در تاریخ بشر بوده است
. نخستین قومی که خداوند را به یگانگی پرستش نمود ایرانی بود. در تاریخ جھان ایرانی تنھا قومی است
که مطلقاً سابقه بت پرستی ندارد و این بدان معناست که زرتشت بایستی نخستین پیامبر توحیدی در
تاریخ تمدن بشر بر روی زمین باشد که قدمتش از ابراھیم ھم بیشتر است که برخی از اساطیر کتاب
اوستا این قدمت را به اثبات می رساند.
ایرانیان حامی و پناه دھنده ھمه مظلومین و خداپرستان در تاریخ بوده اند. حدود ٢٥ قرن پیش به آوارگان
یھود که در ھمه جای زمین قتل عام می شدند پناه داد و آنھا را از نابودی حتمی نجات بخشید و ایران مھد
انبیای بنی اسرائیل شد. و امروز ھم بزرگترین و جدّی ترین حامی آوارگان فلسطینی در جھان است و نژاد
نمی شناسد و ھمواره ھر مظلوم خداپرستی از ھر نژادی را حمایت نموده است.
ھمانطور که امروزه نیز در مقابل اینھمه بی غیرتی دول عربی در قبال فلسطین، ساکت نمانده و حتی
منافع ملی و امنیتی خود را در خطر انداخته و از فلسطینی و افغانی و عراقی و کوبائی و سرخ پوستان
آمریکای لاتین در مقابل آدمخواران غربی، حمایت می کند و دست دوستی و حمایت بسویشان دراز می
کند و حتی در این محبت پا از حدود ایدئولوژی خود ھم فراتر نھاده است. و این ایثار ایرانی در دفاع از
شرافت انسانی است.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 131

۱۳۹۵ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

آیا اسلام دین جنگ است؟


آیا اسلام دین جنگ است؟

یکی از بزرگترین تھمتھای ناحق به دین اسلام ھمانا جنگ طلبی بوده است و از ناحق و رسوا بودن این
تھمت ھمین بس که جنگ طلب ترین و متجاوزترین افراد و جریانات چنین تھمتی را زده اند یعنی استعمار
غرب و امپریالیزم جھانخوار که حتی آزادی و دموکراسی دروغین خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھدیه
میکنند. در قرآن کریم ھر کجا که سخن از ایمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و این
آیه و معنا در جای جای قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چیست؟ به زبان ساده یعنی عملی که در
سمت صلح با جھان و جھانیان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و کل بشریت بکشاند.
ھمانطور که در عرفان اسلامی ھم انسان کامل انسانی در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر کجای قرآن
ھم که سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند که اول
خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصیحت و مذاکره و سپس با جھاد جنگ
مجبور به صلح نمایند. اسلام دین صلح و اسلام و تسلیم است و ھر کسی با اقرار به شھادتین به آسانی
بر این دین وارد می شود و حتی کسی حق ندارد منویات باطنی او را مورد تفتیش قرار دھد. اسلام حتی
فحاشی به دشمن را در میدان جنگ حرام کرده است. حقوق جنگی و جھادی اسلام نیز یک کرامت و
معجزه ای حیرت آور است. ھمه جنگھای صدر اسلام تدافعی و یا خنثی کننده دسیسه ھای دشمنان و
متجاوزان بوده است. فقط صھیونیست ھا اسلام را دین جنگ می خوانند یعنی کسانیکه حتی کودکان را
با گلوله می زنند.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 129

۱۳۹۵ اسفند ۱۶, دوشنبه

آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟



آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟
اگر انقلاب اسلامی ایران بر اصول و موازین حقه خود استوار بماند و در جھان به پیش رود و از مبانی خود
عدول نکند و در قبال وسوسه ھای علمی- فنی- دیپلماتیک به شرک و نفاق نگراید بدون تردید مستمراً
کل جھان اسلام و سپس بشریت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپریالیزم را به انزوا و انحلال خواھد
کشاند. و در این صورت شیطان بزرگ برای بقای خود در جھان و حفظ سیطره جھانی اش بدون تردید نھایتاً
دیوانه شده و دست به حمله ای جھانی بر علیه ایران خواھد زد تا یکبار برای ھمیشه خود را آسوده سازد
و بقای خود را تضمین کند و ریشه حق را بر کند. این ھمان جنگ نھائی بین کفر و دین است که تکلیف
بشر را برای ھمیشه یکسره خواھد نمود و زمینه را برای ظھور جھانی ناجی موعود فراھم خواھد کرد و
چه بسا چنین جنگی با این ظھور مصادف گردد و ناجی موعود با قدرت الھی خود به یاری اھل دین برآید و
بنیاد کفر را بر کند.
بھر حال اگر ایران ھم خدای ناکرده از اصول خود منحرف شود خداوند دین خالص خود را از میان قومی
دگر احیاء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذکور بھرحال رخ خواھد داد و این اجتناب ناپذیر است. بدون تردید
چنین جنگی تمام عیار و جھانی است و کل بشریت را مشمول خواھد شد و ھیچ شباھتی به جنگھای
قبلی در تاریخ نخواھد داشت زیرا جنگ تمام عیار بین کل حق و کل باطل خواھد بود. امیدواریم که ایران
لیاقت این امر را داشته باشد که امّ القرای دین و حقیقت و معرفت و انسانیت در جھان باشد انشاءالله!

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 130

۱۳۹۵ اسفند ۱۵, یکشنبه

ظهور فاشیزم از قلب برابري



ظهور فاشیزم از قلب برابري
آیا این حیرت آور نیست که مخوفترین فاشیست ھای جھان از بطن فلسفه ھای برابری سربرآورده
اند؟البته سخن بر سر برابری حقوق انسانی واجتماعی نیست بلکه برابری و ھمسان سازی اندیشه و
احساس و عمل و کردار و سلایق و استعدادھا. و فرقی ندارد که فلسفه ھمسانی آدمھا تحت چه عنوان و
آرمانی باشد: سوسیالیزم، ناسیونالیزم، لیبرالیزم وغیره. استالین و ھیتلر و بوش سه نمونه از این سه
نوع برابرسازی ھستند که مبدل به سه دیوانه آدمخوار شدند.
انسانھا دارای حقوق یکسانند مخصوصاً در این حق که مطلقاً برابر نباشند و ھر کسی موجودی منحصر
بفرد خودش و خدایگونه باشد. این حق الھی انسان است و تنھا ویژه گی و تمایز انسان از حیوان تلقی
می شود وبدینگونه جوامع بشری از گله ھای گوسفند متمایز می شوند. ھمه برابری پرستان جھان
عاشق تبدیل انسان به گوسفند می باشند زیرا کل بشریت را ھمچون یک لقمه واحد برای بلعیدن خود
می خواھند.
این ایده برخاسته از طبع جھانخواری وآدمخواری است. انسانھا در فردانیت ویژه خود برابرند. ھمه
دیکتاتورھای تاریخ عاشق ھمسان سازی افراد جامعه بوده اند و در ھر مکان و زمانی متوسل به یک ایده
وآرمان خاصی شده اند که گاه دینی بوده وگاه سیاسی و اقتصادی و فلسفی و امثالھم. و امروزه این
ایده تحت عنوان « دموکراسی »بر کل جھان مسلط شده که فریبکارانه ترین ایده آدمخوارانه است زیرا دم
از حکومت مردم بر مردم می زند. و این یک دجال جھانی است که با استفاده از افسون تکنولوژی و
مصرف پرستی بر مردم جھان سیطره یافته است زیرا تکنولوژی کارگاه ھمسان سازی است.
فاشیزم مدرن فرزند طبیعی تکنولوژِیزم است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 124