۱۳۹۵ اسفند ۱۷, سه‌شنبه

آیا اسلام دین جنگ است؟


آیا اسلام دین جنگ است؟

یکی از بزرگترین تھمتھای ناحق به دین اسلام ھمانا جنگ طلبی بوده است و از ناحق و رسوا بودن این
تھمت ھمین بس که جنگ طلب ترین و متجاوزترین افراد و جریانات چنین تھمتی را زده اند یعنی استعمار
غرب و امپریالیزم جھانخوار که حتی آزادی و دموکراسی دروغین خود را ھم بواسطه بمباران به ملل ھدیه
میکنند. در قرآن کریم ھر کجا که سخن از ایمان آورده است بلافاصله دعوت به (عمل صالح) است و این
آیه و معنا در جای جای قرآن حضور دارد. و اما عمل صالح چیست؟ به زبان ساده یعنی عملی که در
سمت صلح با جھان و جھانیان باشد و فرد مومن را به صلح و وحدت با جھان و کل بشریت بکشاند.
ھمانطور که در عرفان اسلامی ھم انسان کامل انسانی در صلح و اتحاد با جھان است. در ھر کجای قرآن
ھم که سخن از جھاد و قتال است مربوط به جنگ طلبان و دشمنان صلح است. و مومنان مامورند که اول
خود را به صلح با جھان برسانند و سپس دشمنان صلح را اول به نصیحت و مذاکره و سپس با جھاد جنگ
مجبور به صلح نمایند. اسلام دین صلح و اسلام و تسلیم است و ھر کسی با اقرار به شھادتین به آسانی
بر این دین وارد می شود و حتی کسی حق ندارد منویات باطنی او را مورد تفتیش قرار دھد. اسلام حتی
فحاشی به دشمن را در میدان جنگ حرام کرده است. حقوق جنگی و جھادی اسلام نیز یک کرامت و
معجزه ای حیرت آور است. ھمه جنگھای صدر اسلام تدافعی و یا خنثی کننده دسیسه ھای دشمنان و
متجاوزان بوده است. فقط صھیونیست ھا اسلام را دین جنگ می خوانند یعنی کسانیکه حتی کودکان را
با گلوله می زنند.
از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 129

۱۳۹۵ اسفند ۱۶, دوشنبه

آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟



آیا حمله نظامی آمریکا به ایران محتمل است؟
اگر انقلاب اسلامی ایران بر اصول و موازین حقه خود استوار بماند و در جھان به پیش رود و از مبانی خود
عدول نکند و در قبال وسوسه ھای علمی- فنی- دیپلماتیک به شرک و نفاق نگراید بدون تردید مستمراً
کل جھان اسلام و سپس بشریت را با خود ھمسو خواھد نمود و امپریالیزم را به انزوا و انحلال خواھد
کشاند. و در این صورت شیطان بزرگ برای بقای خود در جھان و حفظ سیطره جھانی اش بدون تردید نھایتاً
دیوانه شده و دست به حمله ای جھانی بر علیه ایران خواھد زد تا یکبار برای ھمیشه خود را آسوده سازد
و بقای خود را تضمین کند و ریشه حق را بر کند. این ھمان جنگ نھائی بین کفر و دین است که تکلیف
بشر را برای ھمیشه یکسره خواھد نمود و زمینه را برای ظھور جھانی ناجی موعود فراھم خواھد کرد و
چه بسا چنین جنگی با این ظھور مصادف گردد و ناجی موعود با قدرت الھی خود به یاری اھل دین برآید و
بنیاد کفر را بر کند.
بھر حال اگر ایران ھم خدای ناکرده از اصول خود منحرف شود خداوند دین خالص خود را از میان قومی
دگر احیاء و بر پا خواھد نمود و واقعه مذکور بھرحال رخ خواھد داد و این اجتناب ناپذیر است. بدون تردید
چنین جنگی تمام عیار و جھانی است و کل بشریت را مشمول خواھد شد و ھیچ شباھتی به جنگھای
قبلی در تاریخ نخواھد داشت زیرا جنگ تمام عیار بین کل حق و کل باطل خواھد بود. امیدواریم که ایران
لیاقت این امر را داشته باشد که امّ القرای دین و حقیقت و معرفت و انسانیت در جھان باشد انشاءالله!

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم - ص 130

۱۳۹۵ اسفند ۱۵, یکشنبه

ظهور فاشیزم از قلب برابري



ظهور فاشیزم از قلب برابري
آیا این حیرت آور نیست که مخوفترین فاشیست ھای جھان از بطن فلسفه ھای برابری سربرآورده
اند؟البته سخن بر سر برابری حقوق انسانی واجتماعی نیست بلکه برابری و ھمسان سازی اندیشه و
احساس و عمل و کردار و سلایق و استعدادھا. و فرقی ندارد که فلسفه ھمسانی آدمھا تحت چه عنوان و
آرمانی باشد: سوسیالیزم، ناسیونالیزم، لیبرالیزم وغیره. استالین و ھیتلر و بوش سه نمونه از این سه
نوع برابرسازی ھستند که مبدل به سه دیوانه آدمخوار شدند.
انسانھا دارای حقوق یکسانند مخصوصاً در این حق که مطلقاً برابر نباشند و ھر کسی موجودی منحصر
بفرد خودش و خدایگونه باشد. این حق الھی انسان است و تنھا ویژه گی و تمایز انسان از حیوان تلقی
می شود وبدینگونه جوامع بشری از گله ھای گوسفند متمایز می شوند. ھمه برابری پرستان جھان
عاشق تبدیل انسان به گوسفند می باشند زیرا کل بشریت را ھمچون یک لقمه واحد برای بلعیدن خود
می خواھند.
این ایده برخاسته از طبع جھانخواری وآدمخواری است. انسانھا در فردانیت ویژه خود برابرند. ھمه
دیکتاتورھای تاریخ عاشق ھمسان سازی افراد جامعه بوده اند و در ھر مکان و زمانی متوسل به یک ایده
وآرمان خاصی شده اند که گاه دینی بوده وگاه سیاسی و اقتصادی و فلسفی و امثالھم. و امروزه این
ایده تحت عنوان « دموکراسی »بر کل جھان مسلط شده که فریبکارانه ترین ایده آدمخوارانه است زیرا دم
از حکومت مردم بر مردم می زند. و این یک دجال جھانی است که با استفاده از افسون تکنولوژی و
مصرف پرستی بر مردم جھان سیطره یافته است زیرا تکنولوژی کارگاه ھمسان سازی است.
فاشیزم مدرن فرزند طبیعی تکنولوژِیزم است.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 124

۱۳۹۵ اسفند ۱۴, شنبه

دو نوع جنگ و صلح



دو نوع جنگ و صلح

تضاد و وحدت بین انسانھا یعنی دوستی و دشمنی بین انسانھا از دو نوع کاملاً متفاوت است : ذاتی و
صفاتی : باطنی و ظاھری ! و این تفاوت بین دو ھدف است و دو وسیله . تفاوت بین مؤمن و کافر یک
تفاوت باطنی و ذاتی است یعنی تفاوت بین دو نوع ھدف و دو نگرش. ولی تفاوت بین فقیر و غنی یک
تفاوت مادی و دنیوی و ظاھری و ابزاری است زیرا ھر دو ثروت را دوست دارند و ھدفی جز قدرت ندارند.
دعوای بین قدرتھا نیز یک جنگ مادی است . ولی چه بسا یک قدرت کوچک بر علیه قدرت بزرگتری می
جنگد تا به قدرت او برسد و بلکه از او برتر شود ولی موضوع دعوایش را به قلمرو یک تفاوت ذاتی و باطنی
و معنوی می کشاند مثلاً به قلمرو فرھنگ و مذھب می کشاند. این دعواھا یکی از فریبنده ترین جنگھا در
جوامع و بر روی زمین بوده است و مردمان را فریب داده است . امروزه عمده و اکثر جنگھا برروی زمین از
این نوع اخیر است که در واقع جنگی منافقانه است مثل جنگ بین کشورھای سوسیالیست و
امپریالیست ، مثل عمده جنگھای بین شرق و غرب بین ملل جھان سوم و نیز جنگھای بین ابرقدرتھا و جنگ
بین حکومتھا واقوام و فرقه ھا. امروزه اکثر خصومت ھا و جنگھا دارای ھویتی دروغین و مصنوعی ھستند
ھمینطور است اکثر دوستی ھا و اتحادھا. دعوای اصلی بر سر دنیای بیشتر و قدرت و ثروت بیشتر است
و رعیت بیشتر . و لذا مردمان عادی که در این جنگھا وارد می شوند و فریب شعارھای معنوی طرفین دعوا
را می خورند ھمواره فریب خورده و قربانیان این دعوا ھستند و نھایتاً طرفین دعوا به سازش میرسند.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 120

۱۳۹۵ اسفند ۱۳, جمعه

تنها راه نجات جامعه ما



تنها راه نجات جامعه ما

به گواه تاریخ، دین خدا و مقدسات از ھیچ جناحی به اندازه نفاق یعنی کفر پنھان در لباس دین، لطمه
نخورده است . بزرگترین فجایع بشری از قلمرو نفاق برخاسته است که حاصل اکراه و ریا و جبر در دین
خداست . ھمه امامان وعارفان بدست رؤسای نفاق به قتل رسیده اند.
آن بخشی از نفاق که تبدیل به نھادھای اجتماعی می شود برخاسته از اکراه و جبری است که از جانب
حکومت تحت عنوان دین به مردم تحمیل می شود و بدینگونه شاھد بروز مؤسسات قرض الحسنه
ھستیم که کانون رباخواری در جامعه ھستند و ظھور محافل فسق و فجوری که بنام مداحی وعزاداری
حسینی و سماع عارفانه نھادینه می شوند که شومن ھا و کاباره ھائی در لباس مقدسات ھستند.
امروزه تنھا راه نجات جامعه ما اجرای ھمه جانبه آیه الکرسی یعنی« لااکراه فی الدین »است. تلاش
برای پنھان ساختن کفر جامعه منجر به ایجاد نفاق می شود ولذا در لباس دین و مقدسات و عبادات
شاھد بروز اشد جنایات می شویم و ھمه اینھا البته به نام اسلام تمام می شود ونھایتاً نظامی را که بر
اسلام بنا شده از بنیاد می پوساند. در معرفت اسلامی ھیچ مصلحتی بنام نفاق نداریم. « نفاق »
بزرگترین مصلحت کفر و ابلیس است.
چنین تلاشھائی جز به پنھان داشتن مرز بین کفر و دین نمی انجامد که ھمه تبھکاران را در این لباس
پوشش میدھد و حمایت می کند. در آیه الکرسی که شاه آیه قرآن نامیده شده ملاک تشخیص رشد و
گمراھی بوضوح معین شده و آن « لا اکراه فی الدین » است که متأسفانه در کشور ما جز به حرف رعایت
نمی شود و بزرگترین قلمرو مفاسد و براندازی دین و مقدسات و نھایتاً خود نظام اسلامی است. بیائید
میکده ھا و اماکن رسمی فساد را افتتاح کنید تا مرز بین کفر و دین آشکار شود تا جوانان ما امکان
تشخیص و انتخاب بیابند.



از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 119

۱۳۹۵ اسفند ۱۲, پنجشنبه

درس اخلاقی هم از غربی ها بیاموزیم



درس اخلاقی هم از غربی ها بیاموزیم

بسیاری از ایدئولوگھا و مبلغان دینی ما معتقدند که غرب ھمه چیزش خوب است الا اندکی اخلاقش بد
است و مخصوصاً حجابش.
حالا که ھمه چیز ما عملاً غربی است با تعارفات و شعارھا وتوجیھات عربی: الگوی پیشرفت و توسعه،
فلسفه علم وتکنولوژِی، دموکراسی و ....... بیائیم کمی ھم از اخلاق نیکوی غربی ھا بیاموزیم : حجاب و
نماز بی ریا، ساده زیستی و لوطی گری و تواضع در روابط اجتماعی، صداقت ھر چند کافرانه در رفتار،
ازدواج بی تکلف و غیر اشرافی و بدون مھریه ھای نجومی، پائین آمدن از خر شیطان ایثار و عشقبازیھای
نمایشی در خانواده و ......
پیامبر اسلام می فرماید : وای بر مسلمانان از روزی که غیر مسلمانان در آداب مسلمانی از آنان سبقت
جویند. موارد اخلاقی مذکور که از اصول عملی دین وتقواست ھمان آدابی است که غیر مسلمانان از ما
پیشی گرفته اند و نه پیشرفت در تکنولوژی. زیرا در ھیچ آیه یا حدیثی به یاد نمی آوریم که فنون از جمله
اصول دین و تقوا بوده باشد بلکه اصول تقوی عبارتند از : صداقت، تواضع، ساده زیستی، قناعت و غیره.
نه نماز و روزه و حج و امثالھم که فروع دین ھستند و بسیاری از ما حتی از علمای دینی اصول و فروع را
عوضی گرفته ایم و این خود یکی از علل واژگونسالاری ارزشھا در جامعه اسلامی است و لذا نه تنھا
اسلامی که برای ما باقی مانده تقلید از غرب بھمراه توجیه عربی این تقلید است. و این مالیخولیائی که
حاصل التقاطی از غرب زدگی وعرب زدگی ماست ما را با تمامیت سنت و مدرنیته به بن بست کشانیده
ودست چپ و راست خود را تشخیص نمی دھیم. آیا اینطور نیست ؟

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 113

۱۳۹۵ اسفند ۱۱, چهارشنبه

اُم المسائل مسلمانان جهان


اُم المسائل مسلمانان جهان

مشکل محوری ھمه مسلمانان جھان چیزی جز احساس بی ھویتی و حقارت و بدبختی در قبال تمدن
غرب نیست در قبال علوم و فنون، دموکراسی و لیبرالیزم. این ھمان غرب زدگی است و علت العلل
سلطه پذیری جھان اسلام در قبال غرب. نگوئیم سلطه گری غرب بلکه بگوئیم سلطه پذیری مسلمین.
پس اشکال در مسلمانی ماست. یا اسلام دین عصر نیست و بقول غربی ھا دین جاھلیت عرب است و یا
فھم ما از اسلام بکلی خطاست ودر خطائیم . در ھر دو صورت بایستی از چنین اسلامی دست بشوئیم و
ظاھر و باطن غربی شویم مثل سائر مذاھب و ملل جھان. زیرا در ھر حال کفر به حق نزدیکتر از نفاق
است و ما در نفاقیم و لذا جان می کنیم و در عطش آنیم که مبدل به یکی از ایالات متحده آمریکا شویم.
بیائیم از این نفاق، خالصانه توبه کنیم و از چنین اسلامی نیز مبرا شویم و آنگاه یکبار دگر از چشم و ھوش
و حس و عقل فطری و بومی و ملی خود به اسلام نظری افکنیم. بیائیم قرآن فارسی و اسلام ایرانی را در
یابیم ھمانگونه که امثال مولوی دریافتند ھمانطور که دین موسی در اسارت قوم بنی اسرائیل جان می
کند و می میرد، دین عیسی ھم در اسارت نژاد آنگلوساکسون جان می کند و دین بودا در اسارت نژاد
ھندو، و دین اسلام ھم در اسارت نژاد عرب در حال احتضار است. بیائیم دین خدا را که دین نزادی است از
اسارت نژادھا و نژاد پرستی برھانیم. آنگاه ھمه مذاھب الھی را یکی خواھیم یافت و آن راه عزّت و لذّت و
شرف و صداقت ما با خدا وخودمان است. زیرا زیربنای فرھنگی و روانی غرب زدگی ما ایرانیان ھمان عرب
زدگی ماست. دیالکتیک غرب زده گی و عرب زدگی ھمان دیالکتیک اصطھکاک تن و روح و استھلاک عقل و
دین ماست.

از کتاب " دایره المعارف عرفانی " استاد علی اکبر خانجانی - جلد پنجم ص 110